In touch with Diverse Iranian Community

دو غزل از علی‌رضا زرین

Alireza-Zarrin-smaller-402x302 دو غزل از علی‌رضا زرین
علیرضا زرین
۱

عمری به انتظار زمانت گذشت و رفت

آیا رسم به کام لبانت گذشت و رفت

آن سوی این جهان چه به تنها نشسته ای

پنهان ز چشم من به نهانت گذشت و رفت

شیراز و شعر حافظ و گفتار نغز یار

نامم روان نشد به زبانت گذشت و رفت

در حسرتم که کی بتوانم به بینمت

حالا که خارجم زجهانت گذشت و رفت

من روزها خورم غم شب های یار خود

روزان من به یاد شبانت گذشت و رفت

نومید نیستم که جهان بی مروت است

شیرین کنم چو قند دهانت گذشت و رفت

ماییم و عشق ما که بماند به یادگار

اکنون که این غزل به ضمانت گذشت و رفت

[divide]

۲

عاشق رویی که دیدارش نشد

حرف او شد لیک گفتارش نشد

دیدمش هر لحظه در خوابم ولی

خواب او دیدم که بیدارش نشد

عاشقم بر دیده اش اما ندید

چشم او دیدم که دیدارش نشد

من بر او عاشق دریغا درد و آه

از من او دور است و دلدارش نشد

تا که فرهادم به شیرینش رسد

بیستون هم متن آثارش نشد

حافظا سوگند بر شاخ نبات

فال ما شد لیک در کارش نشد

22 آوریل 2015

1 نظر
  1. پبرایه نظر کاربری

    من شعرهای دکتر زرین را- هر جا که باشد – دنبال می کنم Tچون سرشار از احساسی است که صادقانه از ذهنش عبور می کند بی آنکه تصنعی در کار باشد.

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال