تبلیغات

صفحه را انتخاب کنید

ریواس‌های سرخ 

ریواس‌های سرخ 

شعری از محمد زندی

در ساعت دوازده 

دو سایه 

دو ترانه‌خوان 

با دو کوله

 پر از عطر گیاهان کوهی 

و دست‌هایی در چیدن نان 

در ساعت ظهر 

با هر ترانه 

پرتر می‌شدند کوله‌ها 

غرش ناگهانی تفنگ‌ها 

رگبار گلوله‌ها 

بی‌صدا‌ شدن آوازها 

و سرخ‌ شدن ریواس‌ها 

در چشم‌های خیره‌ی رشید و فاخر 

در ساعت دوازده ظهر 

دو جان از هوش رفته 

از عطر گیاهان کوهی، نه! 

دو پیکر تکه تکه 

پراکنده 

و کوه در پژواک 

ترانه ‘نیشتمان’ 

در ساعت دوازده هر روز 

آرشیو نوشته‌ها و شناسایی نویسنده:

>> واپسین نوشته‌ها
تبلیغات

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها:

Verified by MonsterInsights