In touch with Diverse Iranian Community

شعری از شهرام پارسا مطلق

0 61

[clear]

تکه ای از من

شعری سیاسی ست

برای آزادی و برابری

در ستون آزاد روزنامه ای

در بسته ای گرد گرفته

از یاد رفته

در انبار زیرزمین خانه ای قدیمی

خاک می خورد

مثل رفت و آمد اره ای از خاطرات

در گلوی روزهای رفته

[clear]

 دوست دارم های زخمی را جمع می کنم

تکه های یاد پدر را جمع می کنم

نقطه چین های میان کلماتم را جمع می کنم

خاطراتم را گردگیری می کنم

[clear]

اهمیتی ندارد

تکرار ملال آور فعل های این متن

یادت را می بوسم

در تتابع اضافات سطرهای همین شعر

ایجاز و سپید خوانی حق شعر هایم را خورده است

[clear]

چمدانم را می بندم

قطار رفته است

تو نمی بینی

و من پرنده ی تیرخورده ای هستم

که از پیچ دره عبور می کند

و دور از چشم شکارچی

در پرتگاهی صعب العبور می افتد

[clear]

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال