In touch with Diverse Iranian Community

شعری از مهین میلانی

0 116

فقط تو را کم دارم

تو که راز و سرابی

ابراهیم معلوف

لبنان، بیروت، پاریس

ترومپت و True story

[clear]

و من پشتِ پنجره

با نخی از سیگار بهمن

تنها نشانِ آن غلیان رازگونه

و آفتابِ درخشان پس از برفِ شبانه

برروی شیروانی ها

فقط تو را کم دارم

[clear]

من از ملل گذشته ام

از نوستالژی عبور کرده ام

از “حقوق بشر” و “دموکراسی”

از این واژه های دهان پرکن

حالم به هم می خورد

فقط تو  را کم دارم

[clear]

تو را که راز و سرابی

تو را که فقط در خیالی

تو را که باید خودم بسازم

خودم خدای تو شوم

سیبم را گاز بزنی

با هم به دیاری دگر رویم

به سرابی دگر

[clear]

کارِ ما ولگردی در راز و سراب است

سیب را گاز زده ایم

از آغوش مادر بیرون پریده ایم

در پی سراب

راز و سراب است

راز و سراب است

اما تو را فقط کم دارم

راز و سرابت را دوست دارم

تو را که کم دارم دوست دارم

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال