دیدگاه قلم‌زن گزيده‌ها

فصل هرس

دوباره امشب به خاطر خرابی فیوز سیرک شهر، لامپ های دور چادر مدام روشن و خاموش می شد. دلقک سیرک روی طناب بندباز، شمع های زیادی روشن کرده بود. تماشاچی های زیادی روی نیمکت به بالا و پایین رفتن دلقک از ستون ها برای جاگذاری تک تک شمع ها چشم دوخته بودند. در میان سکوت وحشتناک آنجا، صدای نزدیک شدن سم اسبان در حال تاخت شنیده می شد. ناگهان حباب پلاستیکی قرمز سر بینی دلقک به روی زمین افتاد.

از فاصله 2 کیلومتری همراه با جرقه و آتش بازی های دور چادر سیرک صدای شلیک چند تیربار را می شنیدم. تنها 2 کیلومتر فاصله دلقک و اسب سواران تا اینجاست.

Related posts

پنج شعر از آزاده فراهانی

آزاده فراهانی

هیچ گاوی نباید خیابان‌هایمان را از ما بگیرد

سپیده جدیری

پنج نکته‌ای که درباره نلسون ماندلا نمی‌دانید

شهرگان

اظهار نظر