In touch with Diverse Iranian Community

نشست‌هایی برای مراسم قهوه‌خوری دوستانه

0 39

دیدار سه جانبه رهبران ارشد اتحادیه اروپایی در روز دوشنبه ۲۲ ماه اوت در عرشه ناو هواپیمابر “گاریبالدی” در ایتالیا ضمن پیام نمادین آن در خصوص ادامه بقای این اتحادیه بعد از خروج بریتانیا در همه پرسی موسوم به “برکسیت” در بطن خود نشاندهنده تشدید مشکلاتی می باشد که هم اکنون این ساختار منطقه یی را در چنبره خود گرفته است. نشست سران ایتالیا، آلمان و فرانسه در طی این دیدار و تاکید بر عزم اتحادیه اروپایی برای ادامه راه و اتحاد درونی از آنجا اهمیت بیشتری می یابد که چند ساعت بعد از دیدار اول آنان دوباره در نشست دوم خود تصمیم گرفتند که از عرشه گاریبالدی پای در خشکی جزیره “وینتوتنه” محل دفن “آلتیرو اسپینلی” مبارز ضدفاشیست و از بنیانگزاران این اتحادیه بگذارند. خروج بریتانیا از ساختار اتحادیه اروپایی که در طی همه پرسی در روز پنج شنبه ۲۳ژوئن با ۵۲ درصد در مقابل ۴۸ درصد از سوی شهروندان این کشور مورد تایید قرار گرفت، سونامی را به راه انداخت که موج های آن به شدت سواحل اروپایی را مورد تهدید قرار می دهد. گمانه زنی رهبران اروپایی و حتی بسیاری از سیاستمداران موافق اتحادیه اروپایی در بریتانیا مبنی بر شوک بزرگ و سقوط اقتصادی این کشور در صورت خروج از این اتحادیه نه تنها تحقق نیافت که هم اکنون دولت راست گرا “ترزا می” با مدیریت بحران به مرور توانسته است تکانه های اولیه را تا حدود زیادی کنترل کند.

در جریان این نشست سه جانبه رهبران قدرت های بزرگ اتحادیه اروپایی در خصوص سه معضل مهم گریبانگیر این اتحادیه (بقای اتحادیه اروپایی – تروریسم بین المللی – بحران مهاجرت) مذاکرات فشرده و سختی را انجام دادند. در یک تقسیم کار از پیش تعیین شده هر یک از این رهبران به فراخور موقعیت خود نسبت به چگونگی مواجهه اتحادیه اروپایی با معضلات پیش رو در مقابل خبرنگاران سخنانی را بیان کردند که نه تنها چیز تازه یی را در بر نداشت که نشان می داد هنوز آنان به ضرورت تجدیدنظر در سیاست های کلان و شکست خورده قبلی واقف نشده اند. از یک طرف “ماتیو رنتزی” نخست وزیر ایتالیا به عنوان میزبان ضمن اشاره به خروج بریتانیا هم چنان بر عزم اتحادیه نسبت به تقویت همکاری ها و تشدید انسجام در ساختار این اتحادیه در آینده سخن گفت. از طرف دیگر “فرانسوا اولاند” رئیس جمهوری فرانسه که کشورش بیش از بقیه در معرض حملات تروریستی بوده است بر لزوم مبارزه با این پدیده و دفاع مشترک از مرزها تاکید کرد. همان طور که پیش بینی می شد خانم “آنگلا مرکل” صدراعظم آلمان نیز که در طی یک سال اخیر بیش از هر کشور اروپایی درگیر بحران پناهجویان بوده و طبق سیاست های وی این کشور بالاترین تعداد پناهجو را پذیرفته است، نسبت به قرارداد همکاری بین اتحادیه و دولت ترکیه که به دلیل تحولات جدید این کشور در آستانه فروپاشی است، برای مهار این موج اشاره کرد. این در حالی است که ایتالیا هم اکنون درگیر یک بحران بزرگ اقتصادی است که متاثر از سیاست های “ریاضت اقتصادی” اتحادیه اروپایی روز به روز تشدید شده و تبعات آن در انتخابات محلی ماه گذشته موجب شکست ائتلاف حاکم گردید. فرانسه نیز در طی این ماه ها نه تنها از گرداب فاجعه حملات تروریستی در امان نبوده است که به تازگی حوادث تروریستی در شهر “نیس” جامعه فرانسوی را به شدت در وحشت فرو برده است. در این میان سرمایه گذاری مرکل بر روی سیاست مهاجرتی دولت برلین نیز بعد از حوادث جنایی – تروریستی که یک پای آن در بین مهاجران قابل ردیابی بوده است هم اکنون با انتقادات شدید درونی و حتی در بین هم حزبی های خود روبه رو می باشد.

خروجی این نشست سه جانبه و ادامه سیاست های گذشته توسط اتحادیه اروپایی نشان می دهد که این رهبران و ساختار موجود اتحادیه به درستی به اهمیت مشکلات طی نبرده و هم چنان به جای پرداختن به “علت” به دنبال واکاوی و آسیب شناسی “معلول” است. تمام ابعاد سه محوری که در این نشست مورد توجه رهبران فوق قرار گرفت هر چند که معضلات بزرگی تلقی می شوند که باید مورد توجه قرار گیرند اما همگی تحت تاثیر ساختار بیمار اتحادیه اروپایی خود را تحمیل کرده اند. زنگ های خطر از خیلی وقت پیش در جریان بحران مالی در کشورهایی چون یونان، پرتقال، ایرلند، اسپانیا و ایتالیا در حوزه سیاست های کلان اتحادیه در عرصه اقتصادی تحت عنوان برنامه های ریاضتی به صدا در آمده بود و رهبران اتحادیه به جای شنیدن صدای مردم و رای دهندگان معترض این کشورها با سیاست چماق و تنبیه به مقابله با آن رفتند. تروریسم اسلامی که امروز اتحادیه اروپایی را به شدت تهدید می کند و هر روز در گوشه یی از آن یک شط خون از خود بر جای می گذارد یک شبه از آسمان نازل نشده است و نتیجه سیاست های ماجراجویانه این دولت ها برای دخالت نامشروع در بحران های خاورمیانه از جمله در لیبی، عراق و سوریه می باشد که امروز ترکش های آن توسط بازگشت به میهن تروریست های صادراتی رقم می خورد. مشکل پناهجویی از شاخ آفریقا و مناطق بحرانی خاورمیانه نیز بدون هیچ تردیدی محصول دوران آنارشی و در این حوزه های ژئوپلتیک بوده است و شاید این سخن “معمر قذافی” رئیس جمهوری معدوم لیبی که قبل از سلاخی شدن خطاب به اروپاییان گفت “شما با سرنگونی من بزرگترین سد هجوم آوارگان آفریقایی به سمت اروپا را شکستید” به خوبی از نقش مخرب بروکسل در بی ثبات سازی و رقم خوردن پدیده مهاجرت در قالب موج های بزرگ انسانی حکایت می کند.

بیماری در بطن ساختار اتحادیه اروپایی آن چنان ریشه دوانده است که نه تنها با چنین نشست های تکراری درمان نمی شود که حتی با اصرار بر تداوم سیاست های گذشته زمینه برای سقوط سریع تر را هم فراهم می کند. ظهور و استقبال از جریان ها و احزاب راست افراطی در کنار افول حامیان وضع موجود در تمامی کشورهای عضو اتحادیه اروپایی امروز به درجه یی از طنزسیاست رسیده است که هر چقدر این نیروها بر طبل خروج از اتحادیه، مهاجرستیزی و موج سواری بر خر چموش تروریسم می کوبند و می گویند، سیل آرای توده های رای دهنده را برای سبد رای خود بیمه می کنند. تمام نشانه ها و دلایل فرو غلتیدن اتحادیه اروپایی در چنبره مشکلات به وضوع و روشنی خود را به رخ تصمیم گیران و رهبران اتحایه می کشد ولی به نظر نمی رسد که تا به امروز چشمی برای دیدن و گوشی برای شنیدن باز شده باشد. البته ساده انگاری است اگر کسی فکر کند که ایراد از جهل و ندانستن بوده است بلکه مشکل بیش از هر چیزی در تصلب یک ساختار معیوب و هم چنین ترجیح منافع نئولیبرالی کارتل های بزرگی می باشد که اتحادیه را در خدمت کسب منافع و اهداف خود می خواهند. اتحادیه اروپایی روزی سقوط کرد که برنامه اقتصاد کینزی خود را در پای سیاست نئولیبرالی ریاضت اقتصادی قربانی کرد و به نوعی طبقات کارگری و متوسط را در تشدید شکاف های طبقاتی بدون حفاظت رها کرد.

۲/۶/۹۵

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال