In touch with Diverse Iranian Community

وانموده‌ای از جامعه شهری سرگشته

0 55

Taxi 1تاکسی جعفر پناهی دکودرام اجتماعی ست که می کوشد در قالبی نه چندان جسورانه و مطابق با حال و هوای سیاسی داخل کشور به اشاره به برخی از موضوعات اجتماعی نه چندان چالش برانگیز بپردازد.

تاکسی برای پناهی به مثابه اکلیسا(انجمن در یونان باستان) است که در آن طبقات و گروه های مختلف مردم دیدگاه های مختلف خود را در باره مسائل مختلف از مجازات اعدام گرفته تا خرافات و تفاوت بین زندگی واقعی و وانموده سینمایی بیان می کنند.

همان تجربه نادری که هر یک از ما در تاکسی های تهران و ایران داشته ایم و پیش از آن نیز به نوعی در فیلم ده کیارستمی از طریق بازنمایی تیپ های مختلف زندگی شهری به تصویر درآمده بود.

پناهی می کوشد تا به دوربین روی داشبورد (Dashcam) نقش شاهدی برای وانموده سینه- وریته خود بدهد اما نه برای ثبت واقعیت عینی بلکه برای ثبت «حقیقت» از پیش نوشته و کارگردانی شده از همین رو او در نقش راننده تاکسی که فرمان این روایت را در دست دارد ما را به هر گوشه از شهر می کشاند تا از زاویه دوربین تاکسی شاهد لایه ای از مستندسازی (یا مستندنمایی) جامعه باشیم.Taxi 2

ژانر سفر، تماشاگر را با خود به سطح مباحث اجتماعی می کشاند بی آنکه بتواند یا بخواهد از مرز چراغ های قرمز زیر سوال بردن کلیت ساختار سیاسی و اجتماعی عبور کند.

پناهی در طول این سفر همواره لبخندی بر لب دارد او در واقع راوی این سفر شهری به گوشه و کنار موضوعاتی ست که همواره به چشم می آیند بنابراین از پیش نقش راوی نسبتا بی طرف این سفر را برای خود رزرو کرده است.

تاکسی هم به هیپوکراسی ریشه دوانده در جامعه تحت حاکمیت تولیتاریسم اشاره می کند و هم از کنار آن می گذرد از همین رو برخلاف ده یا حتی طعم گیلاس لحنی تلخ و عریان ندارد، لحن تاکسی برخلاف فیلم های پیشین پناهی حتی مسالمت جویانه تر هم هست.

محافظه کاری تاکسی شاید از آن رو باشد که طبقه متوسط شهری بیش از گذشته و پس از نمایش انتخابات سال ۱۳۹۲ محافظه کار تر شده است و دل به گشایش اقتصادی موعود داده، هر چند که فضای فرهنگی و سیاسی کشور به ویژه در ماههای اخیر حتی از دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد نیز بسته تر شده است اما برای طبقه متوسط شهری تنها چشم انداز وضعیت متعادل اقتصادی در آینده نزدیک است که سبب شده است تا در عرصه مطالبات اجتماعی دم به دم عقب بنشیند.

تاکسی هم خود تحت تاثیر همین فضا و هم بازنمایانگر همسویی با وضعیت حاکم است، از سویی به گروهی که اهل سینما و سریال های روز هستند اشاره می کند و از سویی به کسانی که همچنان اسیر خرافات هستند، تیپ های شهری که همگی در کنار یکدیگر زندگی می کنند و الزاما معارض یکدیگر نیستند اما این امر دال بر سازگاری بنیادین نیست بلکه فقط به جبر هیپوکراسی موجود چنین ترکیب غریبی از زندگی شهری رخ نموده است.Taxi 3

در طول فیلم دو بار چشمه علی مطرح می شود، بار نخست توسط دو زن میانسال که تلاش می کنند ماهی های قرمز را برای سنت سالیانه شان به آنجا برسانند و بار دوم وقتی خود راوی و خواهرزاده ش به آنجا می رود.

اگر تاکسی اکلیسای مدرن زندگی شهری باشد چشمه علی به عنوان مبدا پیدایش تمدن در نزدیکی تهران علاوه بر جایگاه سنتی ش در ایران باستان یعنی همجواری با معبد آناهیتا و بعد پس از حمله مسلمانان، جایی ست برای فرار از هیاهوی کلانشهری که زندگی در آن چنان پیچیده و سرگشته است که کمتر مسافری به مقصد می رسد.

جنبه اسنادی تصویرسازی حتی به وصیت هم می کشد تا جایی که بتوان آن را همچون ناظری بر کنش اجتماعی به کار بست، از این قرار روای برای دوربین هایی حفاظتی نقش ناظر اجتماع را قائل شده است، حکایت دوربین حفاظتی و دزد آشنا که دوست راوی نقل می کند نیز در امتداد همین نقش است، از همین روست که تعقیب کنندگان راوی که می توان آنها را به نهادهای امنیتی مرتبط دانست دوربین را می ربایند.

 جایزه خرس طلایی جشنواره برلین برای فیلم اما سبب شده است تا فیلم اهمیت بیشتری بیابد، اهمیتی که اگرچه برای پاسداشت آزادی بیان شایان توجه است اما به خودی خود به ارزش مضاعف برای فیلم منجر نمی شود، به ویژه آنکه مخاطب ایرانی چیز غیرمتعارفی از آن دریافت نمی کند که بتواند اهمیتی در خور برای فیلم قائل شود.

 سفر تاکسی و روایت آن اگرچه با سرقت دوربین آن ظاهرا به پایان می رسد اما این زندگی در چارچوب همین ساختار ادامه دارد، اگر ارزش مضاعفی بتوان برای فیلم قائل شد همین اشاره به این جبر زیستن در چارچوبی پر از تناقض، تضاد، تعارض و سرگشتگی ست که می توان آن را نمادی از توتالیتاریسم تلقی کرد.

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال