شعر

چند شعر از عباس فتحی‌زاده

۱

دیوارهای باغ
دیگر حریف درختان نمی شوند
شاخه ی سربلند سرو
از فراز حصار کهنه
به سویم می آید
دست های لرزانم را می گیرد
از زمین بلندم می کند
در کنار زنبق های روییده بر سفال های شهر
می نشاند
و به یادم می آورد که هنوز زنده ام

ریشه های درهم تنیده
پشت خاکِ به خواب رفته را
می خارانَد
تا بنفشه ها
نفس راحتی بکشند

۲

اندک ، اندک
تنها می شدم
چون فقط تو مانده بودی
نگرانیم بیهوده بود
چون هنوز تو مانده بودی

۳

با هر هجوم شررهای زهر آلود
تار می شود
چشم های حیرت بین
امید صید رمیده
به خاک می افتد
در کمین گاه فریب شرم آگین

ای دمنده ی خروش بی پروا
نزدیک تر بیا
تا دور شود هراس نگفتن ها
ای پرنده ی خموش نیک آوا
شوریده تر بخوان
تا بشکند سکوت شکفتن ها

۴

با لبخند ژاله ی پاییزی
سیراب می شوم
با بوی کاج باران خورده
سبز می مانم
تا تو
ترانه های از یاد رفته را
به پرواز در آوری
و پروانه های به خواب رفته را
به رقص آوری

Related posts

چند شعر از محمدرضا طاهرنسب

شهرگان

اشعاری از محبوبه ابراهیمی

محبوبه ابراهیمی

چند شعر کوتاه از سریا داودی حموله

شهرگان

اظهار نظر