پیشنهاد سردبير شعر

چهار بهاریه از رضا عابد

رضا عابد    

 

۱

بهاری که در راه است

چه گل ها از سینه ات به باد نمی زند

همه دویدن های ما

در سال های بی هوایی

انتها نداشت

محبوب من!

در عبور از بهمن های نام شده

رسیدن را آغازی تازه کن

 

۲

بهار

به دنبال اسم شبی است

که پنهان می‌کند

پوکه‌های شلیک شده را

به سینه‌ی درخت

 

۳

بهار

در گوش تو

یقین، ورد تازه‌ای خوانده

که چنین بی‌هوا

شکوفه از دهان

بیرون می ریزی

 

۴

ترقه‌ها فرار می‌کنند

از جیب سیاستمدارها

تا زمستان منفجر شود

زیر پای بهار

 

Related posts

شعر تازه‌ای از رضا عابد

رضا عابد

لنین در دادگاه پراودا

سام محمودی سرابی

پوف! آنچه از دهان وزیر امور خارجهٔ آمریکا بیرون پرید!

حبیب ناظری

اظهار نظر