In touch with Diverse Iranian Community

چهار بهاریه از رضا عابد

0 259

 

۱

بهاری که در راه است

چه گل ها از سینه ات به باد نمی زند

همه دویدن های ما

در سال های بی هوایی

انتها نداشت

محبوب من!

در عبور از بهمن های نام شده

رسیدن را آغازی تازه کن

 

۲

بهار

به دنبال اسم شبی است

که پنهان می‌کند

پوکه‌های شلیک شده را

به سینه‌ی درخت

 

۳

بهار

در گوش تو

یقین، ورد تازه‌ای خوانده

که چنین بی‌هوا

شکوفه از دهان

بیرون می ریزی

 

۴

ترقه‌ها فرار می‌کنند

از جیب سیاستمدارها

تا زمستان منفجر شود

زیر پای بهار

 

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال