In touch with Diverse Iranian Community

کسالت پورن به جای جذابیت سکس!

پنجاه سایه گری (Fifty Shades of Grey)

[image src=”https://shahrgon.com/fa/wp-content/uploads/2015/02/50-1.jpg” width=”500″ lightbox=”yes” frame=”light” align=”center”]

 کارگردان: سام تیلورجانسون، فیلمنامه: کلی مارسل، براساس داستانی از: ای ال جیمز، بازیگران: داکوتا جانسون (آناستازیا)، جیمی دورنان (کریستین گری)، جنیفر ائل (کارلا)، درام ـ عاشقانه، ۱۲۳ دقیقه، آمریکا ۲۰۱۵

خلاصه: آناستازیا  برای نشریه دانشجویی دانشکده با حامی مالی دانشگاه کریستین گری ملاقات می کند وبه وسوسه او برای شیوه های متفاوت سکس از جمله بسته شدن و تحت سلطه درآمدن، تن در می دهد. اما آناستازیا به تدریج چیزی بیشتر از سکس می خواهد.

برای کسانی که داستان محبوب و مشهور ای ال جیمز (اریکا میچل) را خوانده اند، تماشای فیلم بسیار مایوس کننده و ملالت بار است. داستان روان، اروتیک، پیچیده و جذاب جیمز در این فیلم بدل به یک ماجرای عشقی ـ سکسی شده است که تنها با فیلم های موسوم به ژانر تین ایجری (از نوع آمریکن پای) قابل مقایسه است و جز سطح رابطه جنسی نمی تواند وارد عمق و پیچیدگی های رابطه ارباب/ برده جنسی شود.

آناستازیا که باکره است و تجربه رابطه جنسی متفاوت و نامتعارف برایش جذاب است شیفته جذابیت های ظاهری و سبک زندگی بورژوازی گری که حامی دانشگاه او در حوالی ونکوور هم هست می شود. رابطه ای آن چنان سطحی و بدون زمینه که حتی ممکن است تماشاگر را به یاد فیلم های مشابه از رابطه زن طبقه متوسط یا طبقه کارگر با مرد بورژوا از زن زیبا (گری مارشال، ۱۹۹۰) گرفته تا فلش دنس (آدریان لین،۱۹۸۳) و پیشنهاد بی شرمانه (آدریان لین،۱۹۹۳) هم نیندازد.

[image src=”https://shahrgon.com/fa/wp-content/uploads/2015/02/50-2.png” width=”500″ lightbox=”yes” frame=”light” align=”center”]

اگر در متن داستان به موضوعات بحث برانگیزی چون «رفتار خودشکن» که سالها پیش از طبقه بندی بیماریهای روانی کنار گذاشته شد وهمچنین رابطه سادوـ مازوخیستی یا سلطه جویی و کنترل و ژانر BDSM ـ که این آخری محصول رواج گسترده پورن آنلاین و جذابیت تماشای رابطه نامتعارف و غیرمعمول جنسی در میان جوانان است‌ ـ اشاره می شد اما تمام تمرکز فیلم صرف تلاش برای جذاب کردن رابطه ای می شود که در پایان به بن بست می رسد.

فیلم علیرغم آنکه جز همین صحنه های اروتیک چیز دیگری برای تماشاگر ندارد اما حتی در حد سریال اروتیک مشهور  خاطرات کفش قرمزی (۱۹۹۹ـ ۱۹۹۲) هم سکسی و جذاب نیست، فضای تصنعی و نچسب سبب شده تا فیلم حتی به گرد پای نمونه های موفقی که ترکیبی از صحنه های اروتیک با ژانر دلهره مانند غریزه اصلی (پل ورهون، ۱۹۹۲) و سیلور (فلیپ نویس،۱۹۹۳) هستند، نرسد.

اما آن چه بیش از همه تماشاگر را دلزده می کند، شخصیت ضعیف و سلطه پذیری ست که از زن به نمایش درمی آید، هرچند که سکس و جذابیت های پنهان و آشکار بورژوازی در ابتدا او را جذب می کند اما سر باز زدن از ادامه رابطه در کتاب به یک خودآگاهی راه می یابد و نوعی والایش اما در فیلم اتفاقی ست ناگهانی و بی هیچ تمهید و گره دراماتیک تاثیرگذار و اوج یابنده.

شاید تنها نکته مثبت فیلم، بازی نسبتا خوب داکوتا جانسون (وسوسه سرعت، ۲۰۱۴) باشد که کم و بیش همان چیزی ست که تماشاگر انتظار دارد؛ ساده و بی آلایش، کنجکاو، کمی درون گرا و خجالتی واحساسی و با میل جنسی بسیار.

این فیلم که در روز ولنتاین (روز عشاق) در سینماهای اروپا و آمریکای شمالی به نمایش درآمد هر چند به دلیل جذابیت های ظاهری ش به سرعت به پرفروش ترین فیلم دو هفته اخیر بدل شد اما با همان سرعت هم ستاره بخت ش افول کرد وبا نقدهای منفی منتقدان، تا اینجا یکی از بدترین فیلم های سال ارزیابی شده است.

جیمز برادینلی، منتقد ریل ویوز نوشته است چطور ممکن است فیلمی که در باره سکس است تا این حد حوصله سر بر از آب در بیاید. کریستفر اور در آتلانتیک هم به طعنه نوشته است به جز ۲۰ دقیقه سکس، بقیه فیلم عبارت است از لب گزیدن آنا در حین تحریک جنسی و گذاشتن مداد توی دهان ش .

[image src=”https://shahrgon.com/fa/wp-content/uploads/2015/02/50-3.jpg” width=”500″ lightbox=”yes” frame=”light” align=”center”]

استیون ریا نیز نوشته است تمام عناصری که در این نوع رابطه نقش بازی کردن در سکس ممکن است جذاب به نظر بیایند در این فیلم بطرز کسالت باری خالی از هرگونه القای حس هیجان شده اند.

واقعیت آن است که بسیاری از کسانی که کتاب را خوانده اند آن را یک داستان هیجان انگیز و معما گونه برای کشف احساسات جنسی و عاشقانه یک دختر باکره دانشجوی ادبیات ارزیابی کرده اند که شاید به نوعی مارکی دو ساد در داستانهای اروتیک ش با مایه های رفتار سلطه گرایانه جنسی و سادوـ مازوخیسم را بازنمایی می کرد، اما فیلم فقط ژانرهای سکس متفاوت در سایت های پورن را بازنمایی می کند و نه کنکاش و دگردیسی رابطه که برای تماشاگر متوسطی که نمونه های درخشانی از آخرین تانگو در پاریس (برتولوچی، ۱۹۷۲) تا زن حشری (لارس فون تریه، ۲۰۱۳) را دیده و از آن خاطراتی در حافظه تصویری خود دارد، فاصله بسیاری را هویدا می سازد.

پنجاه سایه گری فقط می تواند حس کنجکاوی تماشاگر را در سطح فیلم های پورن آنلاین جذب کند اما در نهایت بدون هیچ تاثیرو خاطره ای او را دست خالی به خانه بازمی گرداند.

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال