In touch with Diverse Iranian Community

گزارشی از جلسه نقد رمان غروب پروانه در موسسۀ فانوس ادب البرز

0 156

نشست نقد رمان غروب پروانه نوشتۀ بختیار علی با حضور مترجم مریوان حلبچه‌ای و منتقدین رضا عابد نویسنده و منتقد و انوشه منادی نویسنده و فیلمساز و ناصر تیموری نویسنده و منتقد به‌عنوان مجری جلسه و با مدیریت طلا نژادحسن و جمعی از نویسندگان و مترجمین و شعرا از جمله طلا نژاد حسن، ابراهیم مهدی زاده، قباد حیدر، ابراهیم دم شناس، احمد درخشان، نسرین قربانی، فریبا کریمی، مه آ محقق ، جمیله جلیل زاده و ستار جلیل زاده همچنین تعدادی ازعلاقمندان به ادبیات داستانی در موسسۀ فانوس ادب البرز درتاریخ 26/5/96 ساعت 30/5 تا 30/7 بعد ازظهر برگزار گردید.

مجری جلسه : ناصر تیموری
رمان «غروب پروانه» در یک غروب بهاری شروع و در غروبی زمستانی با تیرباران شدن «پروانه» و «مدیا» به پایان می‌رسد. پروانه، مظهر عشق و مدیا نشانگر رسانه است. قصه‌، قصه‌ی تلخی است. با خون شروع می‌شود و با خون پایان می‌پذیرد و سایه‌ی سنگین جنگ را در جاجای رمان می‌توان دید. همه در پی فرارند. نویسنده در توصیف چنین صحنه‌هایی می‌گوید: «بیوه‌ زن‌ها گردنبند‌ها و دختران بکارت‌ خودشان را می‌دادند به قاچاقچی‌ها تا از مرز عبورشان دهند.» فضای داستان تیره و تار است و مملو از تباهی و حرمان. جوان‌ها در رویای‌شان آرمان‌شهری را طلب می‌کنند که در آن بتوان زندگی بی دغدغه‌ای را آغاز کرد. مریوان حلبچه‌ای ترجمه‌ی شسته رفته و کم نقصی را ارائه کرده است و اگر از برخی زیاده گویی‌های بختیار علی صرف نظر کنیم، باید گفت که با کتابی خوش‌خوان و قابل قبول روبه‌رو هستیم.

منتقد اول : انوشه منادی
رمان غروب پروانه ، رمان سرنوشت یک اقلیم ست، یک ملت که درست به شکل قصه هایش درگیر خرافات و جهل و زندگی عادی و جنگ قدرت ، استبداد دولت و مبارزه و زندگی انقلابی ست. جامعه ای چندپاره، جمع اضداد. روایت نوشتاری و روایت شفاهی و درهم آمیزی لحن دانای کل … بی حد و حصرست و به درون ذهن خود آگاه و ناخودآگاه همه سرک می کشد و قصه اش می کند …

منتقد دوم : رضا عابد
بختیار علی در ” غروب پروانه” مانند آثار قبلی خود به سراغ موتیف های چون جنگ، عشق، مرگ، آزادی، زن، طبیعت، سفر و… می رود و به فراخور متن به هرکدام می پردازد. او در برخورد با تاریخ خونبار منطقه تنها به تسلسل وقایع و سیر ماجراها و حوادث بسنده نمی کند، بلکه با نور تاباندن، بخش تاریک آن را نشانه می گیرد و با توسل به این گونه دیدن، نه به گونه ای خطی و زمان تقویمی بلکه منقطع و در رفت و برگشت شیوه روایت خود را پیش می برد و بر این اساس واقعیت داستانی خود را شکل می بخشد که دیگر از واقعیت موجود فاصله انداخته است و واقعیت ممکن را رصد می کند که به تعبیری همان جستجوی فرض حقیقت است در درون واقعیت پیرامون که در روند پویش و شدن خود با عنصر خیال پیوند خورده و منجر به واقعیتی تازه گردیده است و حد اعلای تخیل را در درون خود مستتر دارد… سفر که یکی از مضمون های همیشگی رمان های بختیارعلی است در این رمان هم برآمد دارد و با نگاه بختیار علی به اسطوره ی خاور میانه ای گیل گمش گره می خورد و ما در یک نوع ادبیات تطبیقی می توانیم رد پای این اسطوره را با المان ها و نشانه هایی چند در رمان ” غروب پروانه” بیابیم. در پایان باید اشاره کرد که اگر چه بختیارعلی در رمان هایش با ارجاعات تاریخی و پیرامونی از زمانی می نویسد که بر گذشته استوار است و صیغه ای ماضی دارد اما جان فلسفی و ” سامان دانایی” شکل گرفته در رمان های او نوعی طراحی آینده را هم رقم می زند.

در ادامه مریوان حلبچه ای به شرح جامع و کاملی از دیگر آثارو همچنین زندگی و مبارزات بختیار علی در کردستان عراق پرداختند و اضافه کردند ایشان پس از مهاجرت به کشورهای ایران ،سوریه و سوئد در حال حاضر ساکن آلمان می باشند .پس از آن تعدادی از حضار و نویسندگان به طرح مطالبی پیرامون رمان پرداختند که در ذیل آمده است.

ابراهیم مهدی زاده:
در غالب پرسش از مترجم در مورد واقعیت داشتن مصائب و رنج هایی که برزنان در اقلیم کردستان گذشته طرح موضوع کردند .

ایرج خواجه پور:
رمان غرب پروانه علی رغم تخیل قوی و نثر زیبای مولف دچار درازگویی و تکرار است. بختیارعلی در رمان های آخرین انار دنیا و غروب پروانه متاثر از متون ادبی و عامیانه فارسی است. به عنوان مثال می توان شعر پروانه و فریدون گلچین گیلانی را به عنوان روایت خلاصه و موجز خط اصلی روایت در رمان غروب پروانه نام برد.
به بخشهایی از شعر مذکور توجه کنید:

پروانه و فریدون، صد سال پیش از این
یک روز آمدند در این باغ دلنشین
گل بود و سبزه بود و دل فرودین
……………………………..

امروز، زیر شاخه ی این کاج سهمناک
پروانه و فریدون گردیده اند خاک

رمان غروب پروانه مشحون از فلسفه بافی های شخصیت های داستان است در حالی که این فلسفه بافی ها متناسب با قد و قواره شخصیت های رمان نیست.

جمیله جلیل زاده :
رمان غروب پروانه رمانی ست با رویکرد انسان گرایانه و زن محور،رمانی قابل تامل که به نوعی، رمان عشق است .رمان با خون و قربانی کردن آغاز وباکشتن وقربانی کردن پروانه که نماد عشق است پایان می پذیرد .پایانی که پایان ندارد.بختیار علی از نماد و استعاره به خوبی بهره می گیرد.

طلا نژاد حسن :
عنوان کردند ما در این رمان با ساختار یک رمان مدرن رو به رو نمی شویم و بیشتر با ساختار قصه رو به رو هستیم. دیگر آنکه با وجود اینهمه آدمهایی که دررمان با آنها رو به رو هستیم به ندرت تبدیل به شخصیت می شوند. و قریب به اتفاق در حد تیپ باقی می مانند. درعین حال ما با جغرافیای اقتصادی رمان رو به رو نمی شویم که به این وسیله ما را به یک فضای رمانتیک نزدیک می کند تا مدرن. و در انتها جلسه با پذیرایی مختصری در ساعت 7/30 دقیقه بعد از ظهر پایان یافت .

[برگرفته از صفحه فیسبوکی فریبا کریمی]

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال