نقد و بررسی

یادداشتی کوتاه بر کتاب «مکالمات» سیروس نوذری

آخرین بار که از ایران بیرون شدم یعنی سال ۱۳۹۵ دو کتاب کوچک از سیروس نوذری با خود آوردم: «مکالمات» و «بنفشِ بنفش‌های جهان». سیروس نوذری کوتاه‌سراست و کتابی هم دارد بنام «کوته‌سرایی» که هنوز نخواندمش. بنفش بنفش‌های جهان دستچین شعرهای اوست از نخستین کتابش در هزار و سیصد و پنجاه و نه تا شعرهای تازه‌اش که در کتابی جداگانه هنوز گرد نیامده است. ولی من اینک این چند خط را دور و بر کتاب کوچک و خوشخوان مکالمات قلم می‌زنم:

مکالمات ۱۹۸ شعر کوتاه دارد و به عمران صلاحی تقدیم شده زمانی که ۵ سال از رفتن اش به فراسو می گذشته است. در مکالمات شاعری را می یابیم کهepuxla یادداشتی کوتاه بر کتاب «مکالمات» سیروس نوذری با جهان سخن می‌گوید، با ابر، باد، درخت و جنگل و کلاغ و گاه نیز با حضوری غایب. سیروس نوذری غیاب او را می‌گوید در سطر سوم شعرها که نوشته نمی شود اما حس می شود. از این رو شعر او از هایکو نیز گامی فراتر می نهد زیرا تنها می خواهد به حقیقتی اشاره کند و بگذرد او نمی‌خواهد به کشف برسد. هیچ کشفی در کار نیست.

مکالمات گفت وگویی‌ست با جهان. و گاه نقل گفت و گویی و حتی برشی از گفت گویی آونگان میانه هیچ و همه چیز: میان ما می‌گذشت – از کجا دانسته‌ای؟ – نمی‌دانم

در مکالمات بسیاری از سطور گرد خود می‌چرخند همچون نشانه‌ای از جهان و نیز کهن الگوی دایره. آنجا که آنسوی هرچیزی باز همان چیز است و تا ابدآلآباد همچنان همان چیز است و همچنان همان: – پشت تپه‌ها چه پنهان؟ – تپه ای دیگر. … – پشت دیوار چه‌ می‌بینی؟ – همین دیوار … – از دریچه چه می‌بینی؟ – دریچه‌ای دیگر

و نیز در این مکالمات ست که مرز میان نیستی و هستی به پرسش گرفته می‌شود‌ که آیا براستی آدمی چه از هستی می‌داند چه از نور و چه از نیستی و تاریکی: – از چراغ چه می‌دانی؟ – هر آنچه از تاریکی ‌.‌… ‘چرا می بافی؟ – برای این که بشکافم .‌… – با خود چه می‌بری میان تاریکی؟ – فانوس خاموش

و در این مواقف است که مکالمات سیروس نوذری رنگ و بوی ذن می‌گیرد رنگ و بوی حکمای شرق را‌.

– کنار تالاب چه می کنی؟ – هر آنچه هزاران درنا. … – بر آن شاخه نیست. – هست. فقط نمی خواند. .

بیشتر شعرهای مکالمات در دو خط شکل می گیرند و این دو خط دو خط از مکالمه‌ای ست میان دو پدیده در جهانی که می بینیم گاهی یکی از این دو موجود شاعر است که با انسانی دیگر گفت و گو می‌کند و گاه به یکی از پدیده‌های جهان. – گم نمی شویم بر باد می‌رویم. – شکوفه‌ها گفتند.

شاعر پس از طی منازل بسیار و در گذر از فراز و نشیب سالیان به منزل مکالمات رسیده و در این منزل تلاش می‌کند گوهر شعر خویش را نمایان سازد و این گوهر کوتاه‌سرایی ست در کنار توجه به آهنگ واژه‌ها و دستاورد او در این رویارویی با واژه گان و درونه راستین آن‌ها براستی که کم دستاوردی نیست. زیرا می دانیم پرداختن به آهنگ در شعر کوتاه کاری دشوار است و کاربست آن از هرکسی بر نمی‌آید آن هم آن هنگام که بخواهد با درونه‌ای هم‌زمان هایکو‌وار و مینوی همراه شود: – کجا جویبار خرد؟ – پشت کاج‌های سیاه ‌.. – چرا می بافی – برای اینکه بشکافم

مکالمات چنانکه گفتم کتاب خوشخوانی ست اما می‌توانست خوش خوان‌تر هم بشود اگر شاعر خساست بیشتری به خرج می داد و از خیر حضور چند شعر که هماهنگی کمتری با سایر کارها دارد می گذشت. مثلا این یکی: آگهی: تعویض خانه با آشیانه‌ی لک لک، با ما تماس بگیرید. … – میان پرده‌ها و باد چه می گذرد؟ – راز ساده‌ی اندوه که واژه اندوه از قاموس کتاب مکالمات بیرون است‌. کتاب اگرچه فریادگر اندوه‌ست ولی هرگز اندوه را نام نمی‌برد تنها اندوه را احضار می‌کند بی‌آنکه به نام بخواندش.

و در پایان بگویم که جان مکالمات در این دو خط فشرده است که: – آن که در کوفت و رفت که بود؟ – چرا بدانم.

اکتبر ۲۰۱۹ – ونکوور

Related posts

آدم لِتی‌ها؛ روايت يک خشونت

آموزه‌‌های شمس به مولوی

شهروند بی‌سی

پی آواز حقیقت بدویم

شهروند بی‌سی

اظهار نظر