In touch with Diverse Iranian Community

«جوگیران موجِ شب انتخابات»

0 63

دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری اسلامی در ایران به کانون بحث و منازعه بسیاری در فضای مجازی و محافل دوستان و خانواده ها بدل شده است، این درحالی ست که برخی از پژوهشگران معتقدند عواملی چون انفعال، هیپوکراسی و دنباله روی از پارامترهای اصلی تمایل به مشارکت در انتخابات جمهوری اسلامی در میان بدنه اصلی طبقه متوسط شهری ست.

درحالی که چنین میزان مشارکتی در عرصه گفتگوها، بحث های سیاسی و اجتماعی و بطریق اولی اعلام مطالبات مشخص در مابقی ایام سال در میان طبقه متوسط شهری که موتور اصلی کمپین های انتخاباتی در ایران است به چشم نمی خورد به نظر می آید که اصطلاح عامیانه «جوگیران موج انتخابات» با مشخصه هایی چون «انتخاب بین بد و بدتر»، «ترساندن از لولو»، «هیولاسازی از رقیب»، «یارگیری» و «تبلیغات سیاه» بیشتر از قبل درمورد آنان صدق می کند.

در غیاب گروه های مرجع سنتی که در ایران پیش تر دانشجویان، روشنفکران و هنرمندان بودند، روزنامه نگاران و رسانه های حزبی در داخل و خارج از کشور و شبکه های مجازی برای طبقه متوسط شهری که بخش مهمی از اوقات فراغت خود را به این شبکه های اجتماعی و رسانه ها اختصاص می دهد نقش اصلی را ایفاء می کنند.

طبقه متوسط شهری در ایران در سالهای اخیر واجد ویژگی های خاصی شده است که از جمله آنها می توان عافیت اندیشی افراط گونه، سیاست زدایی و بی توجهی به احزاب سیاسی (درکنار بی کفایتی اپوزیسیون) ، عدم تمایل به رو در رویی با مرجع قدرت، ناپیگیری و عقب نشینی دائمی و مهمتر از همه هیپوکراسی تحمیل شده بر او را برشمرد.

 این طبقه درحالی به پای صندوق های رای می رود که عمیقا از ساختار و محتوای نظام جمهوری اسلامی ناراضی است اما توان تئوریک و اجرایی مقابله عملی با آن را ندارد از این رو بطور دائم خود را درگیر «بازی بزرگان» در جمهوری اسلامی می کند تا بلکه شرایط اجتماعی برای خواسته های حداقل خود که تا حد شل تر شدن روسری ها و بی دردسرتر شدن پارتی ها کاهش یافته است مهیا شود اما معمولا پس از هر دوره درمی یابد که نقشی جز سیاهی لشگر در این نمایش نداشته است.

 پارادوکس های جامعه ایران به این چرخه معیوب «انتخاب» یاری می رساند، ایران از نظر تحصیلات دانشگاهی یکی از بالاترین میزان را در میان کشورهای جهان سوم دارد و در همین مورد در میان زنان در جهان بی همتاست، با این حال تحصیلات دانشگاهی در ایران به دلیل فقراطلاعات کاربردی، انفعال طبقه متوسط شهری و همچنین نهادینه شدن سانسور و سرکوب منجر به خلق دانش تئوریک اجتماعی نشده است، به عبارت دیگر در جامعه ای که میزان مطالعه کتاب های از هفت خوان سانسور گذشته در آن در سال به ۲۰ دقیقه هم نمی رسد با وجود وفور مدارک دانشگاهی میزان دنباله روی از «وضعیت موجود» و عدم تمایل به خلق «آلترناتیو» های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی چشمگیر است.

 از همین قرار است که این طبقه که مخاطب اصلی و بالفعل شبکه های اجتماعی هستند حضوری پررنگ و اقتدارگونه دارند، آنها می کوشند با مصادره به مطلوب کردن همه تحولات فرهنگی و اجتماعی بر انفعال خود از سویی و حقارت ناخودآگاه تسلیم از سوی دیگر چشم فرو ببندند.

در نتیجه طبقه متوسط شهری در یکی دو دهه اخیر که به یاری سیاست های اقتصادی دوران موسوم به سازندگی و اصلاحات رشد بی سابقه ای یافته است و خود را از طبقات فرودست کاملا متمایز کرده است کاملا خلاف مسیر طبقه متوسط شهری نوظهور در ایران در دهه پنجاه ره می سپارد که به گروه های مرجع مترقی برای مخالفت با «وضع موجود» گرایش داشت، کتاب و روزنامه می خواند و به تقویت «آلترناتیو» می پرداخت.

طبقه متوسط شهری به دلایل مختلف و به ویژه درهم آمیختن ش با بافت اقتصاد دولتی در جمهوری اسلامی به شدت از یک تغییر عمیق اقتصادی- سیاسی در جامعه نگران است در حالی که طبقات فرودست خواستار تغییر شرایط موجود هستند، از سوی دیگر با وجود رکود و بحران اقتصادی فزاینده بخش مهمی از طبقات فرادست نظیر تولیدکنندگان و صادرکنندگان بزرگ نیز ادامه حیات خود در داخل کشور را در معرض خطر می بینند در شرایطی که نهادهای سنتی قدرت در جهموری اسلامی همچون سپاه، بازار و روحانیت برتمام ارکان اقتصادی کشور چیره شده اند عملا بدون رانت دولتی امکان مشارکت امن در اقتصاد وجود ندارد حتی با وجود چنین رانتی هم معلوم نیست در جنگ جناح ها، امنیتی برای سرمایه داران یا نوسرمایه داران درون و حاشیه نظام وجود داشته باشد و عاقبت آنها به زندان و فرار از کشور ختم نشود.

دنباله روی کردن از دیگران و همنوایی با جریان غالب که می تواند در داخل و خارج از کشور افراد را به این تصور که در حال «مشارکت گروهی برای اعمال تغییر» هستند سوق دهد یکی از ویژگی هایی ست که برای تصمیم به شرکت در «انتخابات» موثر است، این درحالی ست که اغلب این افراد تنها به دلیل ابراز مخالفت با رهبری حاکمیت به پای صندوق رای می روند و نه باور به وعده های انتخاباتی اصلاح طلبان و میانه روها که کارنامه آنها در نقض حقوق بشر و ناتوانی در عمل به وعده های رفرم روشن است.

روشن است که این بار نیز بخشی از طبقه متوسط شهری کف مطالبات نازل یافته خود را در صندوق رای ببیند و دیگران را به شرکت در انتخابات ترغیب کند و کسانی در آخرین لحظات نیز به صف رای دهندگان بپیوندند تا از تصور انفعال در امان بمانند اما روشن نیست تا به کی به این چرخه معیوب «انتخاب» در جمهوری اسلامی گردن خواهند نهاد و عملا به سوی تغییر بنیادین پیش روند.

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال