In touch with Diverse Iranian Community

چند شعر از آزاده دواچی

0 139
آزاده دواچی مترجم، شاعر و فعال حوزه زنان، دارای مدرک کار‌شناسی مترجمی زبان انگلیسی
آزاده دواچی

آزاده دواچی مترجم، شاعر و فعال حوزه زنان، دارای مدرک کار‌شناسی مترجمی زبان انگلیسی؛ فوق لیسانس زبان و ادبیات انگلیسی، گرایش ادبیات تطبیقی ایران و فلسفه‌ی غرب است و هم‌اکنون مشغول به تحصیل در مقطع دکترای زبان و ادبیات انگلیسی در استرالیا با گرایش مطالعات فمینیسم پست کلنیال در حوزه‌ی ادبیات و نقد ادبی فمینیسم و حقوق زنان در ایران و کشورهای جهان سوم است. از دواچی تاکنون یک مجموعه شعر به عنوان «پروانه‌ای در راه است» در سال ۸۶ منتشر شده است و دو کتاب دیگر وی در محاق توقیف گرفتار شده‌اند.

[clear]

[clear]

۱

زخم ها سرباز می کنند

برمی گردم به خودم

از آغوش هایی که دوستشان داشته ام

از شرطی شدن رگهایم

از حناق بریده

که روزهایم را نفرین می کند

حس عجیبی است

من دیگر به تاریکی صداها

به کم شدن حافظه ام

به مسکن های حشری

عادت کرده ام

به زمینی که گرد نیست

به فراموشی خاطره ها

و هرزگی خاموش معشوقه هایم

اگر خوابم ببرد

و دلم برای هوای تنم

تنگ شود !

[clear]

[clear]

۲

[clear]

به خودم می آیم

و تو نیستی

و تو با همه ی شبهایی که دوستشان داشته ام

ترکم می کنی

نمی دانم در کدام حوالی تنت بود

که مردم

تا بگویم دوستت دارم

نمی دانم چگونه زبانم

از تقطیع خاطراتت پر شد

روز عجیبی است

من رنگ می بازم

استخوانهایم درد می کشند

و دستی نیست که دوستم بدارد

من همه ی عواطف انسانی را به تو بدهکارم

همه ی شبهایی که ترکم کرده ای

بیا و برا ی خوابیدن رگ هایم

از ماه و آینه

و از حاشیه این ملافه ها بپرس

بیا و کمی حرف بزن

و بگذار فکر کنم

همه  ی انگشتانت

از درک فواصل من عاجز نیستند

می خواهم خوابم ببرد

و فکر کنم به دورترین رویاهایی که ندیده ام

به اتقاق عجیبی که رگهای ما را پیوند نداد

[clear]

[clear]

۳

[clear]

به حاشیه ات می روم

به شرحه شرحه شدن کلماتم در گلویت

و بغض هایی که تیر می کشد

بگذار از خیابان همیشه تنگ

تنها آغوش نا امن تو را

میراث برم

و فکر کنم عشق

رابطه ی ساده ای نبود

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال