آشیان / برچسب آرشیوها:  زلما بهادر

برچسب آرشیوها:  زلما بهادر

دوباره در آغوش بهار غنوده‌ایم

دوباره به بهار رسیده‌ایم. پس از پشت سرگذاشتن فصل‌هایی که پاره‌هایی از خاطرات‌مان را نیز با خود‌برده‌اند، اینک دوباره در آغوش بهار غنوده‌ایم. دوباره بهاری شدیم؛ به تنِ لطیف شکوفه‌ها، به رگِ برگ سلام! به سبزینگیِ رویش و زایش، به بهار درود! به غم‌شویان، امیدبخشان، به زندگی سلام! همه محبسی‌یان، …

بیشتر بخوانید

دو شعر از زلما بهادر

آفتاب آمد دلیل آفتاب   آن که معرف حضور تو به آفتاب بود با سمتی از کلمات و دندانی از کنایه در بیراه پرسه ها به بکارت بستر گریه رسید باید طراوت ماه را به پای تو بنویسند فروغ که نبود او تنها دورترین حرف هایش را لابه لای گیسوان …

بیشتر بخوانید