آشیان / برچسب آرشیوها:  کوتاه

برچسب آرشیوها:  کوتاه

نامه‌ای کوتاه اما پر معنا!

نامهٔ چند سطری اسماعیل بخشی که پژواک آن از رسانه‌های اجتماعی تا صحن مجلس اسلامی طنین افکنده، هم آیینه و هم آیینه‌دار ایران امروز است. این فعال کارگری که تا سر حد مرگ شکنجه شده در نامه کوتاه خود نه تنها با زبانی مستدل و محکم و اعتماد بنفسی مثال …

بیشتر بخوانید

نظری کوتاه بر وقایع سالی که گذشت

مقدمه شاید بغل هم چیدن وقایع عمده سال گذشته نه تنها تصویری عمومی از روایت آنچه سال دوهزار و هیجده نامیده میشود به ما بدهد، بلکه در عین حال این روایت روند جریانات عمده‌ای را که میتواند روندهای اصلی حرکت‌های اجتماعی و عمق آتشفشان‌های درونی را برای آینده نزدیک تا …

بیشتر بخوانید

وانموده‌ای از جامعه شهری سرگشته

تاکسی جعفر پناهی دکودرام اجتماعی ست که می کوشد در قالبی نه چندان جسورانه و مطابق با حال و هوای سیاسی داخل کشور به اشاره به برخی از موضوعات اجتماعی نه چندان چالش برانگیز بپردازد. تاکسی برای پناهی به مثابه اکلیسا(انجمن در یونان باستان) است که در آن طبقات و …

بیشتر بخوانید

چهار شعر کوتاه از نعمت مرادی

 ۱ با انگشتانم امتداد جاده انتهای درخت‌ها را با انگشت نشان دادم. زن همانجا نشست، میان پاهایش خورجین اش را زمین گذاشت و دست هایش را سایبان صورتش کرد. ۲ هر زمان عطر زن در ساختمان می پیچید کارگران در خود طلوع می کردند قدرت دستها بالا می رفت. بوی …

بیشتر بخوانید

شایسته

حاج خانم مُرد. دخترها دارند کنار تخت مادرشان زار می‌زنند. شهلا نشسته است توی راهرو، پای تلفن و هق‌هق کنان مرگ مادر را به دیگران خبر می‌دهد. شایسته اصلاً گریه نمی‌کند. خیلی عادی و خونسرد، بدون آنکه غمگین باشد یا خوشحال، خیره شده است به خواهرها و جنازه‌ی مادرش. صدای …

بیشتر بخوانید

یادداشتی برای داستان کوتاه من هر شب به تو خیانت می‌کنم

خاورمیانه در طول تاریخ محل تاخت و تاز ایدوئولوژی‌های رهاساز از پیچیدگی‌های هستی شناسی‌ست. دست در هر نقطه از آن بگذاریم خواهیم دید که سرشار از آیین‌ها، باورهاست که چه همراه ادیان رایج در این منطقه رشد کرده‌اند و چه در مبارزه با آن باورها. آنچه اکنون قابل بحث است …

بیشتر بخوانید

«کبود»

«رسا» سر را جلوتر برد. نوک بینی‌اش مماس با آینه بود. به مردمک‌ها خیره شد. مسئول اداره مهاجرت می‌گفت هیچ چشمی سیاه نیست و در برگه رنگ قهوه‌ای را نوشته بود. روی شیشه آینه‌ها کرد و با پشت انگشت اشاره جای هاگرفتگی را پاک کرد. باز نوک دماغ را چسباند …

بیشتر بخوانید

مرگ

اشاره: نعمت مرادی، شاعر، منتقد و داستان‌نویس متولد ۱۳۶۰ در خرم‌آباد از ایل و تبار «کاکاوند» است و بزرگ شده‌ی «هرسین» از توابع استان کرمانشاه. او چند سالی است که در شهریار ساکن شده و مسئولیت چند کارگاه شعر و داستان را در تهران و شهریار بر عهده دارد. برخی …

بیشتر بخوانید

مُردم از بس گم شدم

از آن سوى خط تلفن پرسيد: »چرا مى‏‌خواى از اون‏جا برى؟»‏ گفتم: «اينجا خونه‌‏ها سردن، راهروهاى ساختمان‏‌ها سردن، محيط ‏كار سرده و خيابان‌‏ها هم سردن. همه‏‌جا تميزه و برق مى‏‌زنه، ولى ‏سرما پوست آدمو خشك مى‌‏كنه، انگيزه‌‏ها رو مى‌‏خشكونه، قلب رو ‏نه به دوست داشتن وامى‌‏داره، نه به دوست داشته …

بیشتر بخوانید