In touch with Diverse Iranian Community

از میان آخرین خبرهای سال قبل

0 70

نشریات بسیار معتبر (مثل همین شهروند بی سی) در پایان سال، نگاهی به اهمّ رویدادهای سال قبل می‏اندازند. ستونهای معتبرِ اینگونه نشریاتِ معتبر، به نوبۀ خود چند خبر مهم و با مزه را برای خوانندگان خود گلچین می‏کنند. حالا نه اینکه فکر کنید من ادعایی داشته باشم، اما برای آنکه شما گله نکنید، برای عرض قلقلک، خدمت چند خبر سال قبل می‏رسم. ممکن است شما فکر کنید این اخبار من درآوردی است اما من به پاگون اعلیحضرت فقید و به قمر بنی هاشم به طور همزمان قسم می‏خورم که اگر شما آنها را در اینرتنت سرچ کنید، خبر کامل را که خیلی با مزه‏تر است خواهید یافت:

* میرحسین موسوی در آخرین اظهار نظر خود در پاسخ به کسانی که او را برانداز نامیده‏‌اند، گفت: «برانداز کسانی هستند که از جیب مستضعفان و پابرهنگان و فقرا فسادهای عظیم را در کشور ایجاد کرده‌اند.»

دایی من که در انتخابات هشتاد و هشت به میرحسین موسوی رأی نداد و گفت که سبزی‏اش با سبزی او کلی بقعه و بارگاه تفاوت دارد، با شنیدن این حرف مهندس در بند گفت: “ها ها ها، خوشم آمد. با یک جملۀ ساده به بالا و پایین این نظام …شید”.

 * در یکی از اخبار سال گذشته، خبرگزاری مهر از ساخت “ردیاب راداری” خبر داد که  برای شناسایی مواد مخدر و انفجاری، انسان زنده و مرده در زیرآوار، معتادین و نیز مشروبات الکلی ساخته شده است.

مخترع همچنین مدعی شده بود که این دستگاه می‌تواند معتادان را از فاصله هزار و پانصد متری شناسایی کرده و درجه آنالیز اعتیاد در بدنشان را مشخص کند. ضمن تبریک به این مخترع سئوالی شرعی برای من پیش آمده است. اگر حضرت رهبر از هزار و پانصد متری این دستگاه رد بشود و دستگاه، آنالیز کردنش گل بکند آیا فقط  دستگاه را باید منهدم کرد یا مخترعِ ملعون و مفسد فی‏الارض هم منهدم خواهد شد؟

* در بخش اختراعات در سال گذشته یکی از هموطنان ما موفق شد دستگاهی به بزرگی کِیس یک کامپیوتر طراحی کند که با آن پنج تا هشت سال آیندۀ افراد را با ضریب اطمینان ۹۸ درصد پیش‌بینی ‌کند. در مورد اختراع این هموطن گرامی باید عرض کنم که در اوایل انقلاب بسیاریها قادر بودند بدون احتیاج به دستگاه کامپیوتری با قاطعیت، گذشته و حال را با کف خوانی پیش گویی کنند. ما نباید مرعوب ماشین بشویم و بهتر است که  از روش‏های بومی برای انجام اینگونه کارهای مهم مملکتی استفاده کنیم. من فکر می‏کنم که این جوانان ندانسته به تهاجم تکنیکی غرب فرصت می‏دهند تا رمالان عزیز ما را از نان خوردن بیندازد.

* در سال‏های اخیر نرخ دیه چند برابر افزایش پیدا کرده است. مدیر عامل بیمۀ آسیا به عنوان راه حل، پیشنهاد کرده است که برای کنترل قیمت‏ها، شرکت‏های بیمه دست به پرورش شتر بزنند. پیشنهاد خنده داری است، ولی باید واقع‏گرا باشیم. ما که در سویس زندگی نمی‏کنیم. حساب دو دو تا چهارتاست. وقتی مبنای نرخ‏گذاری دیه، صد شتر است، کاهش جمعیت شتری مملکت باعث افزایش جان انسان‏ها می‏شود. نرخ بیمه هم بالا می‏رود. ولی اگر شرکت‏های بیمه از کشورهای عربی شتر وارد کنند و خودشان هم شتر پرورش دهند، آنوقت قیمت شتر و خروس قندی برابر شده، هر کس از هرکس خوشش نیامد پول صدتا شترش را بدهد و بی دغدغه بکشدش.

* در باغ ‌وحش مشهد ببر نر را با شیر ماده‌ در یک قفس کوچک نگه می‌دارند تا از آمیزش آنها “تایگون” به دست آید. کمی آن‌ طرف‌تر در سلولی کوچک، شیر نری را با ببر ماده‌ای هم ‌قفس کرده‌اند تا از پیوند آن‌ها “لایگر” به‌ دنیا آید.

خواستم یک پتیشن بگذارم تا همه شما امضاء کنید و برای حضرت رهبر بفرستیم تا جلوی این ظلم به حیوانات را بگیرد، آقا دایی گفت:

” به شیرها رحم کن. پتیشن تهیه کنی لج می‏کنند ببرها را بر می‏دارند و به جایش فیل می‏گذارند.”

* سرتیپ غلامحسین غیب‏پرورفرمانده سپاه شیراز می‌گوید که تنها در دو صورت دشمنی جمهوری اسلامی و آمریکا به پایان می‌رسد. دومی‏اش زیاد مهم نیست اما اولی‏اش حتمن برایتان جالب است، آن عبارت است از مسلمان و مقلد مقام معظم رهبری شدن رئیس جمهور آمریکا و سران اروپا.

به آقا دایی می‏گویم که چون امیدی نیست که رهبران ما بر سر عقل بیایند و دست از دشمنی با جهان بردارند و از طرفی این دشمنی بیهوده هم دارد ما را به خاکستر می‏نشاند، بهتر است یک هیئت سراغ رئیس جمهور آمریکا و سران اروپا بفرستیم. اینها آدم‏های منطقی‏ای هستند وقتی درماندگی ما و حماقت آنها را ببینند احتمال دارد که مسلمان بشوند.

آقا دایی می‏گوید: “احتمال آن هست اما از محالات است که زیر بار بروند که مقلد مقام معظم رهبری بشوند”.

* حجت‌الاسلام حمید روحانی رئیس بنیاد تاریخ ‌پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی فرموده است: “این کلام حضرت امام که «مرگ بر آمریکا عبادت است» ، برگرفته از قرآن است.”

همانطوری که می‏بینید این حجت‏الاسلام استعداد آیت‏اللهی زیادی دارد. اولاً رئیس بنیادی شده است که شرط می‏بندم هیچکدامتان نمی‏دانید چه بنیادی هست و چقدر دفتر و دستک و کارمند و بودجه دارد. در ثانی با همۀ گمنامی، ترقی کرده است تا پیوستن به سخنرانان پیش از خطبه‌‏های نماز جمعه. همین فرمان پیش برود خیلی زود هم می‏شود امام جماعت نماز جمعه و هم اعلام خواهد کرد که “آورین، آورین” هایی (آفرین) که حضرت رهبر در جلسات شعری می‏فرمایند هم، برگرفته از قرآن است.

خدمت یکی دو خبر خارجی هم رسیده، برایتان سالی با خبرهایی که آرزویش را دارید آرزو می‏کنم.

* «احمد عبده عوض» روحانی  و استاد زبان و علوم اسلامی دانشگاه طنطاوی مصر که مدیریت تلویزیون شخصی “الفتح” را به عهده دارد، تلفنی یک “جن” را از بدن یک دختر مصری به نام عبیر بیرون می‏کند. ویدیوی این عملیات بیرون راندن جن را می‏توانید در شبکه‏های انترنتی ببینید. البته توقع نداشته باشید که جن و یا زن را ببینید. چون جن موجودی است پوشیده و دیده نمی‏شود. زن هم که باید پوشیده باشد از چشم نا محرم. آنچه خواهید دید عملیات جناب استاد است که هم باعث حیرت و هم باعث خنده خواهد شد. اگر هم جزو معتقدان هستید، خدا را چه دیده‏اید شاید به برکت رفتارهای ایشان اجنه احتمالی‏ای که در شما حلول کرده‏اند هم  خارج بشوند.

برای آنکه در این اول سال حقی از “احمد عبده عوض” و جن مذکور و دوستان معتقد ضایع نشود، باید به عرضتان برسانم که استاد در پایان موفق می‏شود جن را مسلمان بکند و سپس به جن برای تشرف به دین مبارک تبریک می‏گوید.

* قراردادی در مراکش به داماد‌ها اجازه می‌دهد پس از گذشت یک ماه از ازدواج چنانچه از همسر خود راضی نبودند، عروس را “پس دهند”.

ترس من از این است که حزب اسلام گرای “عدالت و توسعه” که از سه سال پیش حکومت را در این کشور به دست گرفته است، روابط حسنه‏ای با جمهوری اسلامی برقرار کند و مسئولین مملکتی ما هم بروند با آنها  نشست و برخاست کنند. سبزه که هستند به گل مراکشی نیز اگر آراسته شوند، چه شود.

* برای آنکه مطلب را با خبر خوشی به پایان برسانم، باز هم به مصر می‏رویم. این بار به استان الاقصر، رئیس خیریۀ شهرک طیبه و مدیرکل وزارت امور اجتماعی، به خانم صیصه، یک کیوسک حاوی کالا به ارزش ۳هزار پوند مصر و ۳ یخچال هدیه دادند. اگر بیشتر خوشحال می‏شوید باید به اطلاعتان برسانم که کیوسک را به صورت رایگان برق رسانی هم کرده‏اند.

این شانس که در مجموع می‏شود چهارصد و بیست دلار آمریکایی برای آن نصیب خانم صیصۀ شصت و چهار ساله شده که چهل و سه سال قبل، در بیست و یک سالگی، برای آنکه خرج دخترش را که پدرش قبل از زایمان مرده بود تهیه کند، مو‌هایش را کوتاه کرد، لباس مردانه به تن کرد و در کنار مردان، به حرفۀ آجر سازی مشغول شد.

درست می‏فرمایید، او می‏توانست بعد از ازدواج دخترش دست از کار بکشد. ولی وقتی شوهرِ دخترش مرد و شش نوه برایش گذاشت…

سال خوبی داشته باشید.

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال