صفحه را انتخاب کنید

اشعاری از مصطفی کوهستانی

اشعاری از مصطفی کوهستانی

مصطفی کوهستانی متولد سال ۱۳۶۸  شهر چالوس و دانش آموخته ی دانشگاه آزاد زنجان و تنکابن است. دارای مدرک کارشناسی ارشد رشته مهندسی عمران-طراحی سازه های دریایی ست. در سال های ۸۶ و ۸۷ در انجمن شعر اشراق زنجان فعالیت داشت و در سال های ۸۸ و ۸۹ دبیر انجمن شعر مهرا در دانشگاه آزاد زنجان بود. در حال حاضر یکی از اعضای تحریریه مجلهء پیوند ایرانیان است.

۱

بیافتد    در چاله و

رنگ    پریشاند   رخ        

به خابِ مخمل

چون مى رسى     نمى رسیده باشد     شب

 

با چهارده  معصوم  در زلف

اگر که رخساره

بر ناى

         ناخَن کِشَد        

و پوست

در سفر جداره    

                       از حکم                         

          برگردد.

 

۲

به آن مواجههِ سخت

              در مصافِ آهن

 

به رعشه اى که جانِ مسافر دارد–

                            و مى دَرَد

 

درختِ شیون

گلِ شیپورى

به پرنده ها بگو

سفر از غروب خیابان سرخ است.

 

۳

تن سیاه

سایه تن

تن آواره

 آواره سایه

 

با چشمِ روشن

تصویر در نور مى غلتد

                  و تکه ى ذوب در شمع

 

در چهره آبى مى سوزد

در اشک     آبى

 

۴

و لحظه هى

با برگ ریزِ زمستان

این روز هاى نپیموده

بى منطق از دخترانِ درخت میپرسم

تا تپه هاى باران

چقدر فاصله دارم

از جلگه هاى دیم.

که پیرهنِ پنجره

تابانده به تاب،آفتاب

و با پلکى به هم نرسانده

از یادَ م برده است.

بى عبارتِ تن

بى پیکرى که ندارم.

 

۵

که ام

غریب به زمانِ دور

لال و موم

و چون در که مى گشاید

گم مى شوم آنجا

سایه مى پذیریم

بى آنکه باشم.

 

۶

یاراىِ یارى ت نیست یا

جا ماندى از نَفَس

دستِ دهنده ت کو    عشق

تا وسیعِ شانه م را سایه کنم

ریشه جان کَنَم

با وزش باد در بازوانم

آرام بخانى

بیا عزیزم

برو

و زود برگرد.

تازه‌ترین نسخه دیجیتال شهرگان

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی:

ویدیویی

بارگذاری...

فرم اشتراک ایمیلی

آرشیو شهرگان

مطالب شهرگان را مشترک شوید

برای دریافت تازه‌ترین مطاالب و به‌روزرسانی‌های مطالب شهرگان، به لیست پستی ما بپیوندید.

اشتراک شما با موفقیت انجام شد

Pin It on Pinterest

Share This