In touch with Diverse Iranian Community

انحصار قدرت ديگر جواب نمی دهد آقايان

0 43

توماس فريدمن در نيويورک تايمز نوشت: هر روز سرخط اخبار خاورميانه بدتر از روز گذشته مي شود : گروهي از القاعده متشکل از جنگجوهايي خارجي در داخل سوريه با ۷ گروه ملي ديگر که مخالف حکومت بشار اسد هستند براي تصاحب اختيار شهر حلب در سوريه نبردي خونين را تجربه مي کنند. سفارتخانه ايران در بيروت هدف بمب گذاري قرار مي گيرد. محمد شطح وزيرامور مالي سابق لبنان که از اعتبار سياسي فوق العاده اي برخوردار بود پس از انتقاد از سياست هاي حزب الله لبنان در بيروت هدف حمله قرار گرفته و کشته مي شود. يک گروه حامي القاعده کنترل شهر فلوجه در عراق را به دست گرفته است . انفجارها در مصري که ارتش فعالان سياسي اخوان و ديگر سکولارهاي مخالف ميل خود را دستگير و زنداني مي کند همچنان ادامه دارد. ليبي نيز همچنان در جدال با شبه نظاميان دست و پنجه نرم مي کند.
سوال اينجاست : در خاورميانه چه خبر است؟ برخي ادعا مي کنند که تمام اين مصيبت ها به دليل خلا قدرت ناشي از نبود امريکا در منطقه است. اما دليل تمام اين ناآرامي ها ما نيستيم. البته که خلا قدرت بزرگي وجود دارد. خاورميانه معجوني بسيار قوي از قوميت ها و طايفه هاي مذهبي رنگارنگ است : شيعه ، سني ، کرد، مسيحي ؛ دروزي ها و البته قبابل متفاوت ديگر . اين بدنه پرشکاف در هرکشوري در اين منطقه در سالهاي گذشته به واسطه حضور يک دست آهنين قدرتمند ، پادشاهان و يا رهبران ديکتاتور به نوعي از هم پاشيده نشده و انسجام ظاهري را حفظ کرده است . اما امروز که آن شاکله کلي در راس هرم قدرت از دست رفته است، نياز به ائتلاف در قدرت در ميان بزرگان هرکدام از اين کشورها به چشم مي خورد به گونه اي که مردمان اين کشورها بتوانند در کنار يکديگر به عنوان شهرونداني عادي و برخوردار از حقوق برابر زندگي کنند. شهرونداني که ديگر نيازي به مشتي آهنين بالاي سرخود ندارند.  اعرابي که بيداري سياسي را در سه سال گذشته پشت سرگذاشته اند امروز به يک ايدئولوژي بيش از هر مساله ديگري نياز دارند : جمع گرايي و تن دادن به تقسيم قدرت در قالب ائتلاف. مروان معاشر در تازه ترين کتاب خود با عنوان ” دومين بيداري عربي و جدال براي جمع گرايي ” به خوبي به اين مساله اشاره کرده و البته تاکيد مي کند که تا زماني که اين تغيير ايدئولوژي در اعراب شکل نگيرد هيچ کدام از اين انقلاب ها ره به جايي نخواهد برد.

18891_844
هنوز هم باراک اوباما رئيس جمهور ايالات متحده مي تواند براي ممانعت از حرکت رهبران کشورهاي عراق ، مصر ، عريستان سعودي و سوريه به سمت افراط کاري بکند. اما همانگونه که معاشر هم در کتاب خود به ان اشاره کرده است اين مساله جدال اعراب براي آينده سياسي خودشان است . اگر ۵۰۰ هزار سرباز امريکايي در عراق  به انضمام 1 تريليون دلار نتواند جمع گرايي را به فرهنگ يک کشور تزريق کند ؛ هيچ نيروي خارجي هم نخواهد توانست. البته که بايد اراده اي هم براي انجام اين کار وجود داشته باشد. چرا 15 هزار نيرو از کشورهاي متفاوت عربي به سوريه مي روند تا براي ترويج جهاد و افراط گرايي بجنگند اما حتي يک نيرو هم براي ترويج جمع گرايي به اين کشور نمي رود؟ آيا تنها دليل آن اين است که ما به مردان خوب اين داستان تسليحات کافي نداده ايم؟
همانگونه که معاشر وزير امور خارجه سابق اردن در مصاحبه خود مي گويد: “سه سال خيزش هاي عربي نشان دهنده شکست نيروهاي سياسي سابق در جهان عرب بود.” ديکتاتورهاي سکولار فاسد که نتوانستند  در سالهاي زمامداري خود ابزار ابراز وجود به جوانان را در اختيار انها قرار دهند و همين مساله منجر به زده شدن جرقه انقلاب در کشورهايشان شد همچنان در جدال بي ثمر و به بن بست رسيده با اسلام گراياني هستند که راهي براي رشد اقتصادي ، امنيتي  و ارتقاي وضعيت شغلي جوانان خود ندارند.
معاشر در کتاب خود به اين نکته تاکيد مي کند که هيچ گونه پيشرفتي ممکن نخواهد بود مگر آنکه اين جمع گرايي و تعدد گرايي در تمامي ابعاد زندگي سياسي و اجتماعي جوامع غربي نسوخ کند: جمع گرايي در تفکر و باورها ، جمع گرايي در اعطاي فرصت هاي اجتماعي برابر به زن و مرد ، جمع گرايي و تعدد پذيري در احترام به ديگر اديان ، جمع گرايي در اموزش ، جمع گرايي در پذيرش حق اقليت ، جمع گرايي در گردش چرخه قدرت  و جمع گرايي در احترام به افکار و نگاه هاي متفاوت. هرکشوري با اين ميزان شکاف ها و تفاوت هاي مذهبي روبه رو است اما تفاوت اينجاست که در بسياري از کشورها اين مساله پذيرفته شده است . کشورهاي مسلمان اين شکاف را از ۱۴۰۰ سال پيش تجربه مي کنند.

139210081722387811826313
به گفته معاشر نخستين بيداري عربي در قرن ۲۱ام جنگ براي استقلال از قدرت هاي استعمارگر بود. اين جدال هيچ گاه به عنوان جدالي براي دموکراسي و کثرت گرايي ادامه نيافت . جنگ ايده ها و  باورها مي تواند دومين بيداري عربي باشد که رخ مي دهد. نه ديکتاتورها و نه اسلام گراهاي يک جانبه گرا نمي توانند پيشرفتي را در هيچ کدام از اين کشورها رقم بزنند. کثرت و جمع گرايي تنها سيستم کاربردي است که مي تواند تمام مشکلات خرد و درشت ما را حل کند. اين جنگي داخلي است پس بايد دست از اميدواري به حل اين مشکل از طريق قدرتي خارجي برداريم.
به نظر شما اين برداشت ساده لوحانه است ؟ خير. ساده لوحانه برداشتي است که گمان مي کند هرمساله اي در خاورميانه ريشه در غيبت قدرت امريکا دارد و مردم اين منطقه حرفي براي گفتن ندارند. اين باور از پايه و اساس اشتباه است : عراق در حال از هم فروپاشي سياسي است چرا که نوري مالکي بيش از انکه مانند يک نخست وزير عمل کند، شبيه يک شبه نظامي شيعه است ، او ماندلاي عراقي ها نيست. جوانان عرب سرنوشت آينده سياسي خود را در دست گرفته اند و اکثر انگيزه هاي انها نيز بوي کثرت گرايي و جمع گرايي مي دهد.
معاشر در بخش هايي از کتاب خود مي نويسد: جهان عرب به دوره اي از نابساماني سياسي قروخواهد رفت که در آن نيروهاي ممانعت گرا تمام تلاش خود را براي تسلط بر کشورها با شيوه جديدي از ديکتاتوري به کار خواهند گرفت. اما اين گروه ها نيز  در مرور زمان محو خواهند شد چرا که هيچ کدام از انها نمي توانند پاسخگوي نياز مردم به زندگي بهتر باشند. تاريخ نشان داده است که هرکجا به کثرت گرايي احترام گذاشته شود ، کاميابي سياسي نيز به دنبال ان خواهد امد. برخلاف انچه که به اعراب در دهه هاي گذشته توسط ديکتاتورهاي اين کشورها آموزش داده شده است که کثرت گرايي و پذيرش آراي مخالف مخرب است اما تجربه نشان مي دهد که جوامعي که به کثرت گرايي روي نياورند نمي توانند به باز احياي خود هم فکر کنند. معاشر کتاب خود را به جواناني تقديم کرده است که نه بر عليه پدران خود که از جانب آنها انقلاب کردند.

[ديپلماسي ايراني]

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال