In touch with Diverse Iranian Community

بُگذشت و بُوَد که بَرنگردد

بُگذشت و بُوَد که بَرنگردد

0 112

 

سالی که گذشت، سخت رد شد
از اول کار تلخ و بد شد

سال نود و ششِ کذایی
با یک تِم وحشت فضایی

از گرد و غبار و خشکسالی
انواع فجایع ریالی

رشد و نوسان قیمت ارز
بازار نشست در تب و لرز

یک عده هم اختلاس کردند
رو جانب لاس وگاس کردند

بی کاری و فقر و سیل و سرما
بیرون نشدند هرگز از ما

آلودگی و هوای مسموم
در سایه‌ی وعده‌های موهوم

وان سوی، در این شرایط روز!
شد زلزله قوزِ بر سر قوز

هی زلزله پشت هم مرتب
کرده ست مکررا معذب

مرگ و مرض و بلای ناجور
(از جمع شما بلا و غم، دور)

وان سوی بروز اعتراضات
(خب، می‌گذرم از این افاضات)

القصه که سال نکبتی بود
همسفره‌ی لامروتی بود

تاریخ ندیده است یکسر
یک سال خروس اینقدَر خر

بگذشت و بُود که برنگردد
صد سال از این بتر نگردد

ای کاش خلاف این قراضه
این سال جدید، سال تازه

هی خوب شود بدون علت
لذت بدهد به جای ذلت

هی حال کنیم و شاد باشیم
دلتنگ نه، دلگشاد باشیم

باران بزند، زمین بروید
اخبار، ز عشق و بوسه گوید

سالی پر پول و شوق و لبخند
در سایه‌ی رحمت خداوند

سالی که همه زنیم هشتگ
ای_ول_به_هزار_و_سیصد_و_سگ

نوروز خوش و بهار پربار
قربان شما، خدا نگهدار

«ویژه نامه نوروزی بی قانون»

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال