In touch with Diverse Iranian Community

تروریسم بنیادگرا هنوز برای غرب جذابیت دارد  

شاید این سوال ذهن بسیاری را درگیر خود کرده باشد که چرا وقتی کشورهای اروپایی و آمریکا به شدت توسط تروریست‌های اسلامی تهدید می‌شوند، چگونه می‌شود که آنان از همین تروریست‌ها در سوریه دفاع کنند. پاسخ به این سوال از یک سو به تصویر بزرگتری در رقابت‌های ژئوپلتیک ارتباط دارد که…

تحولات سوریه با توجه به تشدید درگیری ها در مناطق جنگی حلب و ادلب وارد مرحله سرنوشت سازی شده است. از یک طرف دولت دمشق و متحدین آن به خصوص روسیه می خواهند با تسخیر حلب به عنوان کانون اصلی این جنگ ۵ ساله تا حدود زیادی سرنوشت بحران را یکسره کنند و از طرف دیگر مخالفان، گروه های تروریست، محور اروپایی – آمریکایی و جناح عربی – ترکی به دلایل زیادی شکست مخالفان در حلب را ناقض اهداف خود می دانند. به همین دلیل هر دو طرف با تمام قدرت در حال یک زور آزمایی بزرگ هستند که فرجام آن می تواند نقش تعیین کننده یی در سرنوشت خونبارترین جنگ داخلی و فرقه یی اخیر در منطقه خاورمیانه داشته باشد. به همان اندازه که در جبهه دولت دمشق و حامیان وی معادلات ساده و تقریبا روشن است در جبهه مخالفان به دلیل تنوع نیروهای شورشی و تروریست و هم چنین متفاوت حامیان آنان وضعیت بسیار پیچیده و ابعاد چندوجهی دارد.

از همان ابتدای شروع فاز جنگی در بحران سوریه همواره جبهه حلب به عنوان نماد پیروزی یا شکست هر کدام از دو نیروی رقیب مطرح بوده است و به همین دلیل سرنوشت این میدان جنگ برای همه طرف های درگیر بسیار مهم و از اعتبار نظامی – روانی برخودار خواهد بود. پیشروی های ارتش سوریه با کمک متحدین خود و حملات هوایی روسیه در طی چند ماه اخیر که با تسخیر بسیاری از حومه های حلب شرقی و به خصوص جاده استراتژیک “کاستلو” به عنوان تنها راه مواصلاتی نیروهای جهادی حلب به سمت ترکیه، چشم انداز تغییر کمی و کیفی معادلات عرصه میدانی به سود دولت دمشق را نشان می داد. در چنین شرایطی با توجه به موقعیت آلترناتیوی “جبهه النصره” در جبهه حلب که به عنوان یکی از دو گروه تروریست موجود در لیست سیاه شورای امنیت و کشورهای غربی دسته بندی شده بود و راه را برای سرکوب آن توسط نیروی هوایی روسیه باز می گذاشت، تا حدود زیادی قدرت های منطقه یی و بین المللی حامی مخالفان سوری را به وحشت انداخت. در چنین شرایطی با همکاری عربستان، قطر و ترکیه سناریوی مضحک قطع ارتباط جبهه النصره با القاعده به روی صحنه آمد و در یک شو تلویزیونی و پروپاگاندای سیاسی از سوی “ابومحمد الجولانی” رهبر این گروه تروریستی با اعلان این موضوع گفته شد که از این پس این گروه با نام جدید “جبهه فتح الشام” به جنگ ادامه می دهد. نکته جالب در این میان عکس العمل فوری “ایمن الظواهری” رهبر گروه “القاعده” بود که این بار به خلاف همیشه و مشی القاعده بلافاصله با استقبال از این تصمیم جبهه النصره اعلان کرد که شرایط جدید را به رسمیت می شناسد. در واکنش به تحولات جدیدی که در حال رخ دادن بود و مسکو نیز کاملا به اصل سناریو درک درستی داشت به همتایان غربی خود نسبت به این بازی چندش آور هشدار دادند و برای آنان روشن کردند که هیچ تغییری در معادلات رقم نخورده و برخورد با فتح الشام با تمام قدرت توسط نیروی هوایی روسیه انجام خواهد گرفت. در ابتدا موضع آمریکایی ها نیز به دلیل اشراف کاملی که بر تحولات جاری داشتند به نوعی با موضع روس ها همخوانی داشت و “جان کربی” سخنگوی وزارت امور خارجه این کشور نیز رسما در مصاحبه مطبوعاتی خود اعلان کرد که این تغییر نام را به رسمیت نمی شناسد و موضع واشینگتن هم چنان بر تروریستی بودن النصره در قالب نام جدید بوده و به صرف اعلان قطع ارتباط با القاعده در موضع گیری آمریکا تغییری حاصل نخواهد شد. از آنجا که در طول چند سال گذشته یک اختلاف آشکار در مواضع رسمی وزارت خارجه آمریکا با پنتاگون و سازمان اطلاعات مرکزی (سیا) در مورد بحران سوریه وجود داشته است، نهادهای نظامی و اطلاعاتی آمریکایی نیز وارد بازی در این سناریوی تغییر نام شده و با چراغ سبز خود زمینه همکاری دیگر نیروهای تروریست مورد حمایت خود زیر نام میانه روها را با جبهه الشام در جبهه حلب فراهم کردند.

در دو هفته گذشته و بلافاصله با تغییر نام جبهه النصره یک ائتلاف جنگی از تمام گروه های تروریستی حاضر در عرصه جنگی حلب تحت رهبری این جبهه شکل گرفت و به صورت هماهنگ و کاملا برنامه ریزی شده دست به یک پاتک بزرگ برای شکستن محاصره بخش شرقی حلب زدند. موج رسانه یی خبرگزاری های غربی در پوشش زنده این حملات و شروع جنگ روانی استفاده دوباره ارتش سوریه از تسلیحات شیمیایی که اتفاقا سه روز قبل از آن توسط “ویتالی چورکین” نماینده دائم روسیه در سازمان ملل متحد نسبت به بازی با کارت حملات شیمیایی توسط مخالفان به شورای امنیت و به خصوص آمریکایی ها هشدار داده بود، در کنار فشار کشورهای غربی نسبت به امکان بروز فاجعه انسانی در حلب آغاز شد. این حملات که مخالفان و حامیان خارجی آنان بر روی آن حساب زیادی باز کرده بودند بعد از چند روز تقریبا شکست خورد و این بار به صورت هم زمان و هماهنگ تمام این رسانه ها به کمای سکوت رفتند و تمرکز خود را بر استفاده دمشق از تسلیحات شیمیایی و امکان بروز فاجعه انسانی متمرکز کردند. همگان دیگر پی برده اند که سرنوشت بحران سوریه تا حدودی به سرنوشت جبهه حلب گره خورده است و به همین دلیل ظاهرا خیلی ها در کشورهای منطقه و غرب نگران شده اند.

شاید این سوال ذهن بسیاری را درگیر خود کرده باشد که چرا وقتی کشورهای اروپایی و آمریکا به شدت توسط تروریست های اسلامی تهدید می شوند، چگونه می شود که آنان از همین تروریست ها در سوریه دفاع کنند. پاسخ به این سوال از یک سو به تصویر بزرگتری در رقابت های ژئوپلتیک ارتباط دارد که پیروزی روسیه در نبرد سوریه را به مثابه باخت خود در عرصه معادلات جهانی می بیند. از سوی دیگر اتفاقا غرب هم اکنون با معضل تروریسم بنیادگرای اسلامی به این دلیل در خاک خود روبه رو شده است که تروریست های صادراتی به سوریه و عراق به دلیل شکست های پیاپی در این دو کشور امروز در حال بازگشت به موطن مادری خود هستند. این بازگشت به دلیل ذات تروریسم جهادی هم چون ورود یک بمب انتحاری به قلب پایتخت های اروپایی تلقی می شود و به همین دلیل بازگشت آنان به بزرگترین تهدید امنیتی برای کشورهای غربی تبدیل شده است. از آنجا که غرب به خاطر سیاست های به شدت مخرب خود در برخورد با تروریسم شکست خورده است و دیگر رویای نابودی آن حداقل در کوتاه مدت قابل دسترس نیست، بنابراین هم اکنون سیاست مهار و کنترل آنان در دستور کار قرار گرفته است. به همین دلیل برای جلوگیری از سرازیر شدن این تروریست ها به سوی اروپا و آمریکا بهترین گزینه به زعم آنان بازدارندگی و تثبیت حضور این تروریست ها در مناطق غیر متروپلی هم چون سوریه خواهد بود. چنانچه گروه های تروریست در حلب و ادلب شکست بخورند بخش بزرگی از جمله تروریست های صادراتی غربی راهی به غیر بازگشت به اروپا نخواهند داشت و به همین دلیل بهتر است حلب و سوریه هم چنان شرایط جنگی خود را حفط کرده و مامن رویایی این تروریست ها باشد.

     25/5/95                                                                  

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال