ادبیات شعر گزيده‌ها

خاور میانه بیدار شو

unnamed خاور میانه بیدار شو
عکس: مهین میلانی / مونترال زمستان 2014

[clear]

مهین میلانی
[email protected]

[clear]

کسی جیغ بکشد

باید اتفاقی بیافتد
کسی بگوید بیدار شو
یک سیلی محکم
یک سطل آب یخ
بیرون بیا
بریز بیرون، به آن زباله دان تاریخ
تاریخ و خانه وخاطره و بیزاری و درد و ……..
[clear]
باید اتفاقی بیافتد
کسی جیغ بکشد فریاد بزند
شوکی وارد کند
شاید یک بوکسور  یک کشتی گیر  تکواندوکار
یک ضربه ی مغزی شاید
فراموشی
آلزایمر بیماری خطرناکی نیست
هی خاورمیانه! از وضعیت میانی بیرون بیا!
خانه ی خود بساز
[clear]
و شاید عشق
اتفاقی به ناگهان
رشته هایش در آن معصومیت
در آن صداقت
در آن نبض دائم
در میان آتش فراق
درخاکستر تنهائی
در هراس آتیه
در بیم ناامنی جان
در درد مشترک

[clear]

[clear]

[clear]

پستان بلند کابل

[clear]

خانه در پستان های بلند کابل
دیوار دولایه به سوی قله های صحرایی عشق
لانه در غار جنون…
رؤیای اوریانتال
در نوستالژی گرمای زمین
از این زمهریر بی روح سبز

[clear]

به درازا کشید

[clear]

به درازا کشید
تا آفتاب طلوع کند
واین ابرهای سهمگین روز و شب…
و این کوبش باران چون میخ بر روی آسفالت
[clear]

پرندگانِ مرا در خیال
در پروازی سردرگم ظاهر می کند

یکی را امید از دست می رود
آن یکی در نقطه ای میخکوب است
و سومی را مرزهای سرنوشت
درماندگی پاسخ دلتنگی است

[clear]

اما آفتاب من در من می تابد
و پرندگان من رها می شوند در آسمان آبی

[clear]

بی کرانگی

[clear]

من به بی کرانگی رسیده ام
در تو مستحیل
قوای من در تو مختل…
هستی من در هستی تو مندرج
من در مقام فنا
مدهوش و بی خود از فرط پُری
از واژه ها خالی ام
در تنگنای زبان لنگ مانده ام

[clear]

حرمت آن بوسه ها

[clear]

تو در دل من چه می کردی
پرنده ی هم آوای من شدی

پرواز را آرزو کردم نیمه شبان
نمی دانستم تو نیز در آرزوی پرواز
در طلب بال هایی
در پی انگشتر زرین
پرنده را غبطه می خوری

[clear]

و اما کسی به داوری راز ما نشیند؟
آن می آتشین شاهد عینی ماست
و حرمت آن بوسه ها گرانقدرتر از آن که واسطه ای در میان

[clear]

صدا می زند

[clear]

کسی مرا صدا می زند در آن سوی دریاها
من اینجا گم شده ای بیش نیستم
گویی نیمه نیمه ام کرده اند …
نیمه ی من آنجاست

صدا گنگ است  دور است
از میان مهی غلیظ
کجایی عشق من؟

[clear]

بگذار برگ رندی کند

[clear]

می رویم
چه باک از بازگشت
تاک ماندگار است…
بگذار برگ رندی کند
و شاخسار به ریا
دست به سوی آسمان بتاباند

ریا با بشرزاده شد
و سنگسار در تاریخ از آسمان جهل بارید

تو آزاده ساقه ی استوار تاک
ریا درهم می شکنی بی شک
وسنگساریان روزی
سنگ برزمین خواهند گذاشت

و تاکستان چه شکیباست
و با خزانِ برگ
انگور طلا و حلاوتش می بخشاید

Please follow and like us:
cute_twitter خاور میانه بیدار شو
icon_Visit_us_en_US خاور میانه بیدار شو
fa_IR_Follow خاور میانه بیدار شو
fa_IR_Tweet خاور میانه بیدار شو
cute_telegram خاور میانه بیدار شو
telegram_message خاور میانه بیدار شو
telegram خاور میانه بیدار شو
cute_linkedin خاور میانه بیدار شو
icon_en_US خاور میانه بیدار شو
en_US_share خاور میانه بیدار شو
cute_whatsapp خاور میانه بیدار شو
cute_instagram خاور میانه بیدار شو
cute_soundcloud خاور میانه بیدار شو
cute_fbmessenger خاور میانه بیدار شو
cute_youtube خاور میانه بیدار شو
icon_Visit_us_en_US خاور میانه بیدار شو
cute_email خاور میانه بیدار شو
cute_pinterest خاور میانه بیدار شو
pinterest خاور میانه بیدار شو
fa_IR_save خاور میانه بیدار شو

Related posts

زن جوان هستم شوهر ندارم. تلفن:— — —

شهرگان

دیر می‌آیم

شهرگان

جمعه، روز خوبی بود: زنان ایرانی نایب‌قهرمان آسیا شدند

شهروند بی‌سی

اظهار نظر