In touch with Diverse Iranian Community

دو شعر از بی‌تا ملکوتی

0 156
بی‌تا ملکوتی فارغ‌التحصیل رشته‌ی تئا‌تر (نمایشنامه‌نویسی) دانشکده‌ی هنر و معماری دانشگاه آزاد تهران است.
بی‌تا ملکوتی

بی‌تا ملکوتی، متولد ۱۹۷۳، تهران.  فارغ التحصیل رشته‌ی تئا‌تر (نمایشنامه نویسی) دانشکده‌ی هنر و معماری دانشگاه آزاد تهران است. فعالیت در مطبوعات ایران به عنوان منتقد تئا‌تر از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴را در کارنامه دارد. از سال ۱۳۷۲نوشتن شعر و داستان کوتاه را به صورت جدی آغاز کرده و در این سال‌ها، داستان‌ها و شعر‌هایش در مطبوعات و رسانه‌های ایران و خارج از ایران به چاپ رسیده است. همچنین برخی از اشعار و داستان‌های او به زبان‌های انگلیسی، چکی، ترکی استانبولی، کردی، سوئدی، فرانسوی و اسپانیایی ترجمه شده است.اولین رمانش را در سال ۲۰۱۳ در پاریس منتشر کرد و ترجمه کردی آن در کردستان عراق در سال ۲۰۱۶ منتشر شده است.
از سال ۱۳۸۴ از ایران به آمریکا مهاجرت کرده و در حال حاضر ساکن پراگ است.

 کتاب شناسی:

۱- مجموعه شعر «مسیح و زمزمه‌های دختر شاهنامه» نشر خورشید سواران ۱۳۷۸

۲- مجموعه داستان کوتاه «تابوت خالی» نشر کتاب آوند ۱۳۸۲

۳- «اسطوره‌ی مهر» زندگی و فیلم‌های «سوسن تسلیمی» نشر ثالث ۱۳۸۴

۴- مجموعه داستان کوتاه «فرشتگان، پشت صحنه» نشر افکار ۱۳۸۹

۵- رمان «مای نیم ایز لیلا» نشر ناکجا، پاریس ۲۰۱۳

۶-مجموعه داستان کوتاه «سیب ترش، باران شور» نشر نوگام، لندن، ۲۰۱۷

۷-مجموعه شعر «پله های لرزان یوسف آباد» نشر بوتیمار  (در دست انتشار)

 [clear]

[clear]

[clear]

همه ستاره ها مال تو

[clear]

كلماتم همه ستاره اند

آن كلمه اى كه به سوى تو مى آيد

از همه مست تر

آنكه به زمين مى افتد

از همه دلتنگ تر

آن كلمه اى كه از تو باز نمى گردد

از همه پیچیده  تر

آن كه از تو باز مى گردد

از همه

گم تر

از همه

دو قاره

دورتر

از همه

ماه اش را گم كرده است

[clear]

همه ستاره ها مال تو

سينه سرخ ها مال من

 پروانه ها مال تو

 ننگ ها

مال من

[clear]

بوها مال تو

ماه

مال من

[clear]

هشتم سپتامبر ۲۰۱۷

[clear]

[clear]

پیاده روی پیر نیاروان

[clear]

امشب كه بر بستر مى روى

مریم

تنها

وارث

خطوطى است

ته كشيده

در امتداد اندام دور

و تو

[clear]

امشب

يك تبعيدى

به جبر چشم ها مى انديشد

و سروها

و جمجمعه و آغوش

و خالى

و خيزاب

و مریمكان تبارم

به آوايى كهن

[clear]

لالايى مى خوانند

[clear]

امشب كه به بستر مى روى

ملافه ها

و بو ها

دست هاى من اند

بى چين و پوست

كشيده

بر كتف

كتف تو

و ناف

و پهلو

و پستان هاى شقه از شير و خون

من

و خاك

و پياده روى پير نياوران

[clear]

انقلاب ٥٧

حالاست

خطی بر صورتت

پیر مى شوى

و دستور تيرباران

[clear]

بر روی روياى من

آفتاب می گیرد

[clear]

خرداد ۹۶

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال