In touch with Diverse Iranian Community

هفت شعر از سریا داودی حموله

0 57
ثریا داودی حموله
سریا داودی حموله

1

رفورم

 کفش ام به پای بادها بخورد

به پیامبری

مبعوث می شوم

شاید نیمه ی کسی باشم

که با یک کاما

جلو نیل را گرفت!

2

سه بعدی

کلمات پهلو گرفتند

دنیا

به تسخیربادها در آمد

زیر پای موریانه ها

چهارپایه ای بگذارم

ضلع سوم

همیشه کج است!

3

نوستالژیا

 

4

مرگ پنجم

 باد را

در پیراهنش پنهان کرد

آفتاب گردان

 از سایه ی خود گریخت

اگر خورشید خواب بماند

زن

انکار می شود!

5

 

موازنه

 

شنبه دوشنبه است

اگر از جمعه های بی اجازه

 نمانده باشد

 من مبتلا به چهارشنبه ی قائمه ام

و یک شنبه های هفت ضلعی

اگر فردا سه شنبه بود

بیدارم مکن

زمان که می گذرد

مریم های اندوه

به پنج شنبه های خاک عادت می کنند!

6

وتن

 

بادها  وتن  ندارند

در هیچ

تابوتی جا نمی شوند

چراغ بر می دارم

برای آخرین سرباز دنیا

 که نامی ندارد!

7

 

کف بین

 

زن از بستر کدام رود برخاست

که ماه

میان درختان زیتون مرد؟

عشق بوی ماهیان مرده می دهد

نه تو

همان تو هستی

نه ماه همان چراغی

که گم شده است!

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال