ادبیات شعر

کينه به آيينه

 

Resapour-4-150x150 کينه به آيينه

شعری از مهرانگيز رساپور (م. پگاه)

 

 

کينه به آيينه

 

 

 بزد به نام غزل بر جبینِ آيينه

زِ خشتِ خام سياهی که داشت در سينه

اگر ز عشق و وفا گفت باورش نکنيد

چرا که رشک و حسد دارد او به آيينه

مگو ز تابشِ نور و ز لطفِ گل که دلش

تهی ز عاطفه است و لبالب از کينه

در انحصار خود انگارد او حقیقت را

چرا که جهل و جنون کرده‌اش قرنطينه !

بداد حکم حلال و حرام چون آخوند

که جز تقلبِ مطلق نداشت پیشینه

سخن درست بگويد فقط ز خصلت دیو

که بوده دیو درونش رفيق دیرینه

فرشته چون ز دل و جان و ديده‌اش بگریخت

به جاش بر سر و روی‌اش نشست بوزينه !

هنوز رسم و رهِ عهدِ بوق می‌پوید

هنوز توی دهانش غذای پارینه !

خدا شفاش دهد زان که ناله و نفرين

همیشه بسته به گِردِ زبان او پينه !

خوشا پگاه به حالت که با هنر کردی

ضمیر بی‌غشِ و بخشنده را نهادينه !

Please follow and like us:
cute_twitter کينه به آيينه
icon_Visit_us_en_US کينه به آيينه
fa_IR_Follow کينه به آيينه
fa_IR_Tweet کينه به آيينه
cute_telegram کينه به آيينه
telegram_message کينه به آيينه
telegram کينه به آيينه
cute_linkedin کينه به آيينه
icon_en_US کينه به آيينه
en_US_share کينه به آيينه
cute_whatsapp کينه به آيينه
cute_instagram کينه به آيينه
cute_soundcloud کينه به آيينه
cute_fbmessenger کينه به آيينه
cute_youtube کينه به آيينه
icon_Visit_us_en_US کينه به آيينه
cute_email کينه به آيينه
cute_pinterest کينه به آيينه
pinterest کينه به آيينه
fa_IR_save کينه به آيينه

Related posts

شعری از مارگارت اتوود

شهرگان

چهار ترجمه از فائزه پورپیغمبر + متن اصلی اشعار

شهرگان

اشعاری از فاطمه شمس

سپیده جدیری

اظهار نظر