
یک شعر از عباس فتحیزاده

بی بازگشت ترین ایام
بهارانی ست
که می گریزند بی فرجام
در آنسوی پرده های چرکین
نهــــــــــالی می روید
سبز می شود
گل می دهد
سرخ می شود
در آنسوی نرده های آهنین
می رقصد
ترانه می خواند
صدا می زند …….
در چنبره ی علف های زهرآگین
درد می کشد
زرد می شود
و ……..
باز هم
پرده های چرکین
نرده های آهنین
و نهــــالی که می روید