صفحه را انتخاب کنید

دسته: داستان و رمان

تن یک زن* 

نوشته‌ی رایونوسوکه آکوتاگاوا  |   برگردان از انگلیسی: عزت گوشه گیر   عزت گوشه‌گیر هُرم هوای داغ و...

خانۀ سالمندان

  بارانی که آسمان ونکوور برای باریدنش این دست و آن دست می‌کرد، بالاخره بارید و مرجان و مادرش،...

شب قدر

چشم‌های پدرم ضعیف بودند. این را دکتر چشم‌پزشکی که از بلژیک فارغ‌التحصیل شده بود به او گفته بود....

بعداً!

در یک قهوه خانهٔ دور افتاده مردد نشسته بودم. اشتهای خوردن نداشتم. اما بوی قهوه و خوردنی برایم دوست...

آقای کثیف

یک شب سرد زمستانی، با یک عالم رویاء که آقای کثیف را فرا گرفته بود سیگار و دوباره سیگار خیلی...

دیاسپورا

آن روزی را که با بهرام در گوشه‌ایی دنج از حیاط آموزشگاه زبان انگلیسی برای اولین بار گرم گفتگو شده...

بارگذاری

تازه‌ترین نسخه دیجیتال شهرگان

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی:

ویدیویی

بارگذاری...

فرم اشتراک ایمیلی

آرشیو شهرگان

مطالب شهرگان را مشترک شوید

برای دریافت تازه‌ترین مطاالب و به‌روزرسانی‌های مطالب شهرگان، به لیست پستی ما بپیوندید.

اشتراک شما با موفقیت انجام شد

Pin It on Pinterest