صفحه را انتخاب کنید

دسته: داستان و رمان

پدر و درخت پرتقال

سایه درخت را دنبال می‌کند. اول با چشم‌هاش. بعد سر را به پایین خم میکند. پنداری با خود محاسبه میکند...

«پدر»

داستانی از بهاره اکبری پدرم مرد خودخواهی بود، با دستانی بزرگ، سری کوچک. بلندی پیشانی‌اش آدم را...

آقای جنتلمن

کارمند عالیرتبه اداره امور مالی آستان قدس رضوی در قبل از انقلاب بود , به هنگام آغاز شراکتش در...

اناردیس

پس از آزادی از زندان آبادان تصمیم گرفت خانه ای اجاره کند که با هم اتاق ها شریک نباشند. ابتدا خانه...

دمدمای دم

همیشه همین طور است، ساعت چهار  به بعد حجم سیاهی دور و برم جا به جا می‌شود و فضای اتاق را تاریک...

هستی

      وقتی شوهرش درِ انبار را گشود . او را صدا زد و سبد گرد و بزرگی را که زيرش نشسته بود از روی او...

نقطه، سرخط

جواب تمام بی قراری هایش یک کلمه بود : ” نه “. برای اولین بار در زندگی اش با چهره کریه...

اشکان

پسرم اشکان آن دختر جوان خوش برورو را با ضربات چاقوی تیغه بلند فنری به قتل رساند. سر و صورتش را زد...

چمدان

 ۱ در چمدان بسته نمی‌شد. زانویم را گذاشتم رویش و زیپ‌های دو طرف را به سختی به هم رساندم. سطح چمدان...

“جنگ شده”

چت فیکشنی نوشته ساحل نوری   “جنگ شده” ۸/۱/۸۹۳۱  (3:13 صبح) ساحل: کی بیداره (3:13 صبح)...

«یه زن با»

داستان کوتاه از علی شاهمرادی، نویسنده و مترجم اهل گرگان. بند انگشت‌های بلندش طوری برآمده‌اند که انگار می‌خواهند از پوست بزنند بیرون. چنبره می‌زنند دور بطری آب. سَر می‌کشدش. سیب آدمش چند باری می‌زند و بعد آرام‌آرام آرام می‌گیرد....

تای سیز

مهدی توکلی از روزی که آخرین کشتی بندرگاه را ترک کرد سال ها گذشته بود. از فردای آن روز اهالی بندر ترکمن دیگر صدای بوق هیچ کشتی را نشنیدند.آتابای هر روز هنگام غروب آفتاب سوار بر تای سیز خودش را به اسکله بندر می رساند و رو به سوی...

داستان دندان 

نائله یوسفی نائله یوسفی   بار اول هسته ی خرما زیر دندان ننه افتاد. پیش تر هم دندان های او تعریفی نداشتند. همیشه می گفت در اثر خوردن بنه ی کوهی و نبات و چای از بچگی زرد و شده و عقبی ها افتاده اند. ننه همیشه شاکی بود که باباش هرگز...

ترازو

سر صبح، خلوت ظهر، بوق سگ، بوران برف، رگبار باران، طوفان، تیر گرما و هر زمان که از کنار دکان اش رد...

ایران خانم

داستان کوتاهی از ساحل  نوری از مجموعه داستان سیگانائو ساحل نوری متولد ۱۷ بهمن ۱۳۷۰ در اهواز . نویسنده‌ و دبیر داستان مجلات فایل شعر و ازنو. آثار: مجموعه داستان سیگانوئو ایران ‌خانم روی نوکِ پنجه‌ ایستاده و لچک‌اش را لای دندان‌...

دو صفحه‌ی آخر

داستان کوتاه از مرجان فولادوند مرجان فولادوند نوشتن را از نوجوانی با داستان‌نویسی در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آغاز کرده و به عنوان خبرنگار و روزنامه نگار با مطبوعات همکاری داشته است. چندین مقاله و مصاحبه در موضوعات...

به سوی سرنوشت

سوزن گرامافون که بر روی صفحه قرار می گیرد نوای موسیقی فضای خیاطخانه را پر می کند، ” مرا...

از کرانه‌ها

فروتن از راننده می خواهد که قبل از حرکت به سوی هتل او را به کنار ساحل دریا ببرد.از رادیوی اتومبیل...

عثم

(قسمت دوم و پایانی) ز زیادی سفید اند این پارچه ها. مرد به علامت تصدیق سرش را تکان داد. حیف نیستند...

بارگذاری

تازه‌ترین نسخه دیجیتال شهرگان

ویدیویی

بارگذاری...

پادکست شهرگان


آرشیو شهرگان