In touch with Diverse Iranian Community

خشونت نژادی در آمریکا “نهادینه شده” است

0 69

[clear]

درگیری و خشونت های نژاپرستانه روزهای اخیر در شهر “شارلوتزویل” در ایالت ویرجینا که روز شنبه 12 ماه اوت در حمله یک اتومبیل به تجمع مخالفان به نژادپرستی موجب مرگ یک زن 32 ساله و زخمی شدن بیش از 30 تن دیگر گردید، تصویر واقعی همین پارادوکس هژمونی یک فرهنگ طبقاتی – نژادی بر سیستم حقوقی یک جامعه مدرن امروزی است.

جامعه دوقطبی شده آمریکا که از زمان جنگ های استقلال و جنگ های داخلی شمال – جنوب همیشه حامل یک منازعه تاریخی بین نژادپرستی و همگرایی بوده است، حتی در قرن بیست و یکم نیز این مشکل ساختاری را در درون خود نتوانسته است حل کند. در حالی که جوامع اروپایی و حتی بسیاری از جوامع در حال توسعه به تدریج با عبور از میراث های زشت گذشته موفق به طی دوران های گذار شده اند اما در جامعه آمریکایی به موازات رشد شتابناک تکنولوژیک هم چنان تنازع نژادی سرسختانه از دژ ظاهرا تسخیر ناپذیر خود دفاع می کند. اتفاقا به عکس تصور عمومی که قانون اساسی آمریکا را مظهر رواداری و آزادی مطلق فردی در چارچوب یک جامعه قانونمدار می دانند این سند ملی پایه های خود را بر رسمیت بخشیدن به بقای اختلافات و پذیرش منازعاتی استوار کرده است که حتی برای نفرت پراکنی، نژادپرستی، حق متوحشانه مالکیت همه گونه اسلحه سبک جنگی، استثمار مطلق و قانون “چنج” نیز حقوق مشروع و قانونی را به رسمیت می شناسد. به همین دلیل جامعه آمریکایی تا به امروز به موازات پیشرفت های تکنولوژیک و ایجاد فرصت های زیاد برای شهروندان (البته بر اساس قانون کاپیتالیسم مطلق گرا) هرگز تنازع در قاعده اجتماعی و هرم سیاسی را در مسیر اصلاح دمکراتیک تحقق نبخشیده است. در چنین شرایطی است که هرگونه تلاش جهت ترمیم و اصلاح بعضی قوانین آسیب زننده به ثبات اجتماعی و حقوق انسانی از جمله مالکیت اسلحه که بعد از بروز فجایع بزرگ جمعی از جمله حمله به دانش آموزان در مدرسه “سندی هوک” در دوران ریاست جمهوری “باراک اوباما” با تمام تلاشی که انجام گرفت، با شکست روبه رو گردید.

درگیری و خشونت های نژاپرستانه روزهای اخیر در شهر “شارلوتزویل” در ایالت ویرجینا که روز شنبه 12 ماه اوت در حمله یک اتومبیل به تجمع مخالفان به نژادپرستی موجب مرگ یک زن 32 ساله و زخمی شدن بیش از 30 تن دیگر گردید، تصویر واقعی همین پارادوکس هژمونی یک فرهنگ طبقاتی – نژادی بر سیستم حقوقی یک جامعه مدرن امروزی است. در این حمله عامدانه به جمعیت تظاهر کننده دقیقا از الگوی حملات تروریستی اخیر گروه های بنیادگرای اسلامی استفاده شده است و تفاوت تنها در این است که حمله کننده یک آمریکایی سفید نژادپرست می باشد و قربانیان فعالان ضدنژادپرستی و صلح طلب بوده اند. اتفاقا اگر حملات تروریستی بنیادگرایان اسلامی را در راستای نفرت مذهبی طبقه بندی کنیم که با عکس العمل قاطع سیستم حاکم روبه رو می شود در حمله شارلوتزویل نفرت نژادی خود را نشان می دهد که با مسامعه و عدم قاطعیت در برخورد با این نوع از خشونت هم چنان با آن مدارا می شود. پیام “دونالد ترامپ” هر چند که توصیه های اخلاقی و محکومیت خشونت را در خود داشت اما به دلیل عدم نام بردن از مسببین حادثه و توصیه مرضی الطرفین به دو طرف منازعه نشان می دهد که قربانی و عامل جنایت در یک ردیف قرار داده می شوند. ترامپ در پیام خود می گوید “این نمایش (بدون اشاره به اینکه کدام وجه از نمایش) مفرط از نفرت، خصومت و خشونت است” بدون اینکه وی هیچ اشاره یی به نفرت پراکنان و خشونت طلبان نژادپرست مسبب حادثه بکند. یکی از دلایلی که ترامپ حاضر به محکوم کردن مسببان اصلی این جنایت از جمله “کوکس کلان ها، نئونازی ها و سفیدپوستان ملی گرا” نبوده است دقیقا برمی گردد به اینکه این جماعت ها بزرگترین حامیان و پایگاه رای وی بوده اند. اصولا تشدید این منازعات و دست بازی که چنین گروه هایی جهت سازماندهی و اقدام به خشونت پیدا کرده اند، ریشه در تصویر امروز جامعه آمریکایی دارد که ترامپ نماد قدرت آن در ساختار سیاسی این کشور است. بی مسئولیتی و مماشات رئیس جمهوری شبه فاشیست کنونی آمریکا آن چنان خشم نهادهای مدنی و بسیاری از سیاستمداران این کشور را برانگیخت که بسیاری ضمن محکوم کردن موضع گیری وی خواهان شفافیت در برخورد با این موضوع شدند.

آمریکای امروز در عرصه داخلی و خارجی نماد یک هرج و مرج و لجام گسیختگی است که هم جامعه مدنی این کشور و هم صلح جهانی را به شدت تهدید می کند. تحولات چند ماه اخیر نشان می دهد که نهاد ریاست جمهوری و کنگره با تمام اختلافات فی مابین خود هم چون دو لبه قیچی برای تشدید منازعات درونی و بیرونی با هم در یک کورس جنون آمیز قرار گرفته اند و هر کدام به فراخور حال و اهداف ذاتی خود سعی می کنند مروج خشونت و بی ثباتی در عرصه ملی و جهانی باشند. اینکه رئیس جمهوری بعد از هر دور بی خوابی های شبانه خود با “توئیت” کردن یک کشور مستقل را تهدید به حمله نظامی می کند یا کنگره برای دهن کجی به ترامپ قوانین خلاف حقوق بین الملل را برای تحمیل اراده خود بر نظام بین المللی در چارچوب امپریالیسم هار به تصویب می رساند، دو لبه یک قیچی می باشند که گویا در آخرالزمان آمریکایی قرار است جهانی را به آشوب بکشند. حادثه جنایتکارانه و به تعبیر درست تر تروریسم داخلی شارلوتزویل بدون شک نماد داخلی همان وضعیتی است که در حوزه خارجی هم امروز زنگ خطر یک جنگ هسته یی را در شبه جزیره کره، بی ثبات سازی و حتی تهدید به حمله نظامی به ونزوئلا و شراکت در بی ثبات سازی خاورمیانه را به صدا در آورده است. در آمریکا دروغ و ریاکاری در واشینگتن چه در ساختمان کاخ سفید و چه در عمارت کنگره به یک اصل اساسی و پذیرفته شده تبدیل شده است و این اظهارات ظاهرا التیام بخش سیاستمداران حتی منتقد ترامپ، تنها ژست های حقوق بشری و توخالی می باشد. بدون تردید کسانی که ساختار سیاسی آمریکا را به درستی می شناسند، می دانند که حتی اگر رئیس جمهوری نیز نخواهد مسئولانه عمل کند قدرت کنگره به اندازه یی است که خود راسا با تصویب قوانین با رای بالای دو سوم، اراده خود را بر وی تحمیل کنند. این رئیس جمهوری و تک تک نمایندگان کنگره نماینده واقعی طبقه یک درصدی ها و لابی های قدرت می باشند و دمکراتیزه کردن همین قدرت دقیقا همان “پاشنه آشیل” است که هیچ کدام سعی در آسیب رساندن به آن را ندارند. ناآرامی ها و فضای خشونت آمیر این روزهای شهر شارلوتزویل هم طبق معمول بعد از چند روز تسویه حساب های سیاسی در واشینگتن به فراموشی سپرده می شود و آمریکا همچنان طبق سنت ها و فرهنگ غالب کنونی خود که ریشه در جامعه قرن هیجدهمی دارد، به بقای خود ادامه می دهد. هیچ کس در آمریکا جرات نزدیک شدن به بحث اصلاح قانون اساسی “مقدس” اما سرشار از تناقض و ناهمسازی با دنیای مدرن امروز را ندارد و به خلاف تصویری که ارائه می شود برتری نژاد سفید در آن بیمه شده است و شبه فاشیست هایی که امروز در شهری چون شارلوتزویل با سلام هیتلری رژه می روند و جنایت انجام می دهند نیز تابع همین قانون اساسی با همان قدرت قبل به حیات و ممات خود ادامه خواهند داد.

22/5/96

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال