
نویسنده: مونا امامی
نام من صلح
مونا امامی | 14 خرداد 1400
پرستار به پدرم زنگ زد و با صدایی که میلرزید، گفت: «دخترتان متولد شد.»
Read MoreSelect Page
مونا امامی | 14 آذر 1403
در شکم یک هزارپا زندانی بودم. نه متأسفانه خواب نبود. من واقعن در زندانی که به آن هزارپا می گویند،...
Read Moreمونا امامی | 14 خرداد 1400
پرستار به پدرم زنگ زد و با صدایی که میلرزید، گفت: «دخترتان متولد شد.»
Read More