تازه‌ها دیدگاه قلم‌زن

غسل در یک پاتیل روغن سوخته

امروز دوباره ولادیمیر لنین دامن کوتاه و چین دار سفید خود را پوشیده بود. هر چهل دقیقه یک بار رادیو ترانزیستوری کنار صندلی لهستانی پشت پنجره آشپزخانه مجلس سنا، مانیفست او را با صدای خودش پخش می کرد. دستور مجدد برداشت محصول گندم را صادر کرده بود. کشاورزان فئودالی هم با حصیرهای کهنه در زیر بغل و مهره های شطرنج چدنی در کنار بشکه های آب جو پشت در ورودی مزرعه ها چمباتمه زده بودند.

از 78 روز پیش تا الان هنوز درشکه های حمل صفحه های شطرنج نرسیده و تمام کفش پاره کشاورزان بوی سس خردل گرفته است.

Related posts

چند شعر از نرگس الیکایی

نرگس الیکایی

شخصیت‌های واقعی‌، روایت‌های حقیقی‌

پیش‌فرض سایت

ترجمه و نگاهی به‌شعر “فوگ مرگ” پل سلان

فرشته وزیری نسب

اظهار نظر