In touch with Diverse Iranian Community

فرناز فرازمند؛ مهمان صفحهٔ قلم‌زن این هفته

 

فرناز فرازمند؛ متولد ۲۹ آبان۱۳۵۷، تهران است. فرازمند شاعر و ﺩﻧﺪاﻥپزشک، فعالیت اﺩﺑﯽاﺵ را به‌صورت جدی از اوایل ﺩﻫﻪی هشتاد، با شرکت در کارگاه علی باباچاهی آغاز کرده
و در کنار شعر، در ﺭﺷﺘﻪی موسیقی نیز نزد پریسا، حاتم عسگری فراهانی، وصال عرب‌زاده و فرید خردمند به یادگیری آواز ایرانی و سه‌تار پرداخته است.
ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ شعرهایی که تاکنون از او منتشرشده ﻋﺒﺎﺭﺕاند از:
ﭘﺮﻭاﻧﻪای که باد را با خود برد، انتشارات داستان‌سرا،۹۱
دور از چشم چراغ، انتشارات بوتیمار، ۹۲
گذشتن از آهو، انتشارات سرزمین اهورایی، ۹۷
فرناز فرازمند از بین ده سوال، سه سوال زیر را برای پاسخ آماده کرده که در زیر می‌خوانیم:

در آثارتان چقدر به مسائل زنان پرداخته اید؟ اگر پاسخ شما آری ست ، آیا با آگاهی به این امر به مسائل زنان پرداخته اید و یا به شکل ناخودآگاه پیش آمده؟
بخش آخر مجموﻋﻪ ﺷﻌﺮ سومم _گذشتن از آهو_ شامل چند شعر با موضوع خشونت علیه زنان است. در سایر ﻣﺠﻤﻮﻋﻪها نیز، به‌طور پراکنده رد پای این موضوع دیده میﺷﻮﺩ.
به گمانم پیشانی‌نوشت بخش سوم کتاب از توضیح بیش‌تر در این ﺑﺎﺭﻩ بی‌نیازمان کند:

“به زن که در زخم‌بند پیشانی‌اﺵ
سیبی سرخ را گاز میﺯﺩ
و میﺧﻨﺪﻳﺪ”

فکر می‌کنید به عنوان یک زن وظیفه دارید مسائل زنان را در آثارتان به تصویر بکشید؟ اگر پاسخ شما آری‌ست، فکر می‌کنید این به تصویر کشیدن به بهبود شرایط زنان در جامعه کمک خواهد کرد؟
هنر در دوران معاصر، به میزان زیادی کارکرد ﺭﺳﺎﻧﻪای خود را از دست داده. البته این امر به معنی نفی تاثیر آن بر فرد و اجتماع نیست؛ بلکه موجب چرخش نگاه آفریننده از بیرون به درون و عمیقﺗﺮ شدن آن خواهد شد. پرهیز از هنر سطحی و ابزاری ﻛﻔﻪی ناخودآگاه را در ترازوی میان ناخودآگاه و خودآگاه مدیر و تعلیمﺩﻳﺪﻩ، سنگینﺗﺮ کرده و همین امر تعریف جدیدی از اثربخشی ارائه میﻛﻨﺪ.
به‌گمان من وﻇﻴﻔﻪی هنرمند در این دوره، نگاه به درون و ﺧﻮﻳﺶکاری است. هنرمند همان قدر که باید دایم در جستجوی مواد خام اولیه باشد؛ خوب ببیند، خوب بشنود و بخواند، همانﻗﺪﺭ هم باید مراﻗﺒﻪی دایمی داشته باشد. نیز با پرهیز از شهرت‌طلبی و نگاه به هیاهوی بیهوده‌ی اطراف، این مواد خام را با تجارب زیستی و فرسایش درونی خود ترکیب کرده و به‌تدریج شاهد ﺑﻪبارﻧﺸﺴﺘﻦ نشاهایی باشد که با مرارت بسیار کاشته. چنین آفرﻳﺪﻩایﺳﺖ که در عین اصالت و صداقت با آﻓﺮﻳﻨﻨﺪﻩاﺵ، حضوری فعال و تاثیرﮔﺬاﺭ خواهد داشت و نخست بر مولف، سپس بر بهداشت روانی و پیشرفت اجتماع تاثیر خواهد گذاشت. هرچند ابتدا نادیده گرفته شده و ﺳﺎﻝها انکار شود.
به عنوان یک نویسنده موفق، آیا وقتهایی در گذشتهء شما بوده که با خودتان فکر کنید اگر مرد بودید خیلی راحت تر یا سریعتر رشد می کردید؟ چطور؟
رشد ﻣﻌﺎنی ﮔﺴﺘﺮﺩﻩای ﺩاﺭﺩ. اﮔﺮ منظور شما رشد در جهت رسیدن به شاخصﻫﺎﯼ از پیش تعریف شده و قراردادی موفقیت در جامعه باشد، از فرط آشکار بودن برتری موقعیت مردان نسبت به زنان در جوامعی مثل ما، نیاز به توضیح ﺯﻳﺎﺩی ﻧﻴﺴﺖ.
در بخش‌های مختلف ﺟﺎﻣﻌﻪ این تفاوت ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺑﺎﺭﺯ اﺳﺖ حتا در ﻭاﺣﺪﻫﺎی ﻛﻮﭼﻚ. هنوز در بسیاری از خانوادهﻫﺎ، با وجود شاغل بودن زنان و در آمدﺯا بودن ایشان، مردان سهم کوچکی در انجام کارهای خانه و تربیت فرزندان دارند و ﻓﺮﺻﺖ ﺯﻧﺎﻥ ﺑﺮای اﻧﺠﺎﻡ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖﻫﺎیی ﺧﺎﺭﺝ اﺯ ﻭﻇﺎﻳﻒ ﺗﻌﺮﻳﻒ‌ﺷﺪﻩ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﺤﺪﻭﺩ اﺳﺖ. ﺯﻧﺎﻥ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪ ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﻳﺎﺩ ﺷﺪﻩ ﺑﺎ ﺑﺮخی ﻣﻮاﻧﻊ ﻓﺮهنگی ﻭ ﻋﺮفی ﻧﻴﺰ اﺯ ﺟﺎﻧﺐ ﺧﺎﻧﻮاﺩﻩ ﻭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺭﻭﺑﻪﺭﻭ هستند. به‌ویژه در ﺭﺷﺘﻪهایی مثل ادبیات که بحث درآمدزایی ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻛﻢﺭﻧﮓ اﺳﺖ، مشکلات این زنان بیش‌تر از سایر هنرمندان هم‌جنس آنﻫﺎﺳﺖ.
اما نگاه دیگری به رشد هم می‌توان داشت؛ واکنش مناسب به محدودیتﻫﺎ و موانع یعنی سعی و ﻣﺒﺎﺭﺯﻩی دایم، بردبارانه ﻭ ﺳﺎﺯﻧﺪﻩ برای بهتر کردن شرایط اجتماعی، فرهنگی و… در کنار تلاش برای ایجاد تعادل در ﺑﺨﺶهای ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻥ زندگی مثل خانواده، شغل و هنر موجب افزایش ﺗﻮاﻥمندی فرد و مهارتش در مدیریت مشکلات و تحمل سختیﻫﺎ و رشد درونی اﻭ میﺷﻮﺩ.
هم‌چنین زن هنرمند میﺗﻮاﻧﺪ با ﻃﺮﺯ حضورش در ﺟﻮامعی اﺯ اﻳﻦ ﺩﺳﺖ به ارتقاء فرهنگی محیط کمک کند یعنی بدون اﺳﺘﻔﺎﺩﻩ‌ی اﺑﺰاﺭی از ویژگیﻫﺎی زنانه در اﺭاﻳﻪ‌ی هنرش موجب شود که اثر او به عنوان یک انسان هنرمند مورد نقد و بررسی قرار بگیرد، نه ﺗﻨﻬﺎ به‌عنوان یک زن. در این‌صورت است که بازخورد و نقد درستی دریافت خواهد کرد.
مطمئنم روزی نه‌چندان دور هنرمندان آینده به مصائب ما در خلق اثر هنری و حفظ تعادل بر این الاکلنگ خواهند خندید و زنان موقعیتﻫﺎی خردمندانهﺗﺮی برای کسب تجربه خواهند داشت.

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال