In touch with Diverse Iranian Community

۲ شعر از سریا داودی حموله

0 110

۱

[clear]

زنان نامی ناتمام اند

وقتی در من به هم می رسند

لکنت می گیرند

[clear]

اگر عشق خواهری کند

به زبان کج سوسن ها برنگردد

از خودم بالا می روم

شاید فردا

با نام دیگری بشکفد!

 [clear]

[clear]

۲

تا ماه

 نام ات را به من گفت

[clear]

كجاي جهان ايستاده ای

كه هرچه بخنديم

اين سيب از درخت نمي افتد؟

[clear]

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال