In touch with Diverse Iranian Community

پادشاه آتش

0 104

 

نسخهء هجدهم ژوئن سال 2018
مجلهء نیویورکر- شعر

 

این شعر را، با صدای شاعر  و به زبان اصلی ، در آدرس زیر بشنوید:

https://www.newyorker.com/magazine/2018/06/18/the-king-of-fire

 

اولین شبم بی تو

بالهایم به سمت عقب به روی خودشان تا می شوند-

همهء آن پرندگانِ درون،

یا آزاد شده توسط دستانت را- حالا ردیابی می کنم

با انگشتانم، در امتداد ترقوه ام

کوشا برای یافتنِ مکان زندگی شان. مدام

اثر زخمم را لمس می کنم – حسی شبیه شب بلعیدن دارد

مثل آگهی هایی برای پسری گم شده-

اگر این درست باشد چه؟ بدنهای ما از آنِ خودمان نیستند

ولی تنها وقتی با لمس شدن توسط ِدیگری فعال می شوند،

آشکار و اعلام می شوند (مثل این شعر)

اگر دورِ آن چیزِ فعال شده – سردستی و تقریبی- ،

توسط کلمهء بدن تعیین شده باشد چه؟ همین

امروز صبح دخترم در برابرم ایستاد

عریان ، و گفت که بدن اش

از آن خودش نبود – دو روز است بیمار است-

خندان، به نظر می رسید آن را پسندیده باشد ، آن حس، آن

شناور بودن در بالا… می ترسم این یک مقدمه چینی/ وضعیتِ بدن باشد، یک

آشکار سازی از معتادی که

از طریق خون منتقل کرده ام ، استعدادم

در لغزیذن به درونِ چیزِ بزرگترو

یک ویار برای آن… آه

زیستن بی خاطرات / فکرها – بی موشهایی

در شانه هایمان، تنها پرندگان،

و تمایل به راه دادن کسی به درون. اگر

این چیزهایی که بدنهایمان می خوانیم

مفرد یا محاط نباشند چه؟ ، چه می شود اگر

سرانجام بی اهمیت شوند..

پس از اینهمه وقت تلاش برای به زمین نشستن،

فرود آمدن بر این زمین، چه غریب است

تصور اینکه  ممکن است از کنار خودمان رد شویم

برای یک لحظه، در مسیرِ رفتن به جایی دیگر..

آن طرف چه چیزی هست؟ یک چُرت؟

یک خودنمایی/ رژه ؟   قوطی کبریت

جرقه می زند / خودنمایی می کند، حشرات شبتاب، من کاملا در درون هستم

پسری که حس می کند انگار در درون من است.

و این –

می خواهم همه چیز را دربارهء این خودنمایی/رژه بدانم.

ــــــــــــــــــــــــــــــــ

مجموعه شعرِ جدید نیک فلین با نام “ویرانت می کنم” در سال 2019 منتشر خواهد شد.

 

 

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال