چگونه «جنگ به هر قیمتی» را از بین مردم «تولید کردند»؟
بخشِ اپوزیسیون طرفدار جنگ، این جماعتِ حامی «جنگ به هر قیمتی» را از بین مردم «تولید کردند.» چگونه؟
در آخرین اقدام، مدام دستاوردهای جنبش زن زندگی آزادی را که نقطهی همگرایی و اتحاد مخالفان بود، انکار و کوچکنمایی کردند. درحالیکه این جنبش داخلی، هر روزه در خیابان «قدرت» جمهوری اسلامی را به چالش میکشید و با یکی از هویتیترین مؤلفههای این سیستم مبارزه و گامبهگام در عرصهی اجتماعی پیشروی میکرد.
عقبتر برگردیم. شروع به تخطئه و بدنام کردن روشنفکران، نویسندگان و ادبا کردند. بر قبر ساعدی ادرار کردند. به براهنی دروغ آشکار بستند. شاملو را فحش دادند. خوب میدانستند آنها هم مفاخر «ملی»، هم مخالف و هزینه دادهی جمهوری اسلامی هستند. حس «مباهات ملی» به این افراد باید لگدکوب میشد تا تعلقها به وطن کمرنگ و کمرنگتر شود. ارتش رکیکگویی راه انداختند. هرچیزی که باعث تولید اندیشه و آگاهی و تفکر انتقادی بود، با دسیسه از ریشه زدند.
عقبتر برگردیم. سینماگران ایرانی در عرصهی بینالمللی را که روزی مایهی افتخار بودند و نه تنها نمایندهی تفکر جا نبودند، بلکه سعی میکردند هنرمندانه رویکرد انتقادی مردم در لایههای جامعه را بازتاب دهند، تخریب کردند. امثال اصغر فرهادی و سعید روستایی را کوبیدند. هر بار پا به جشنوارههای بینالمللی گذاشتند، بازجوییشان کردند و برچسب «خونشویی» به آنان چسباندند. در باور بخش قابل توجهی از مردم، «افتخار ملی» به آنان را نیز از بین بردند.
عقبتر برگردیم. گفتند تیم ملی، تیم جمهوری اسلامیست. خود میدانستند دروغ میگویند. میدانستند هرگز اعضای تیم ملی موافق سیاستهای حکومت نیستند و بارها این را نشاندادهاند. اما باید هیچ بنیادی برای سرافرازی ملی باقی نماند! حس غرور میهنی قدمبهقدم زایل شود تا به این نقطهی اسفناک و دردآور برسیم که این مردمِ زیر انفجار و ویرانی، تاوان «بالاخره جنگ است» شوند! کشتهشدگان غیرنظامی، «تلفات» محسوب شوند. آینهکاریهای چهلستون و کاخ گلستان«چند تکهشیشهی قابل جایگزینی» شوند. مسابقهی عدد راه بیاندازند که کدام طرف بیشتر کشتهاست. انگار «انسان» فقط ابزار و قربانی قدرتهای کشتار است. آنها به اندازهی خود «انسانزدایی» کردند و این انسانزدایی خیانت است.
[برگرفته از صفحه «ایکس» هانیه بختیار]






















