Advertisement

Select Page

یک شعر از شهین راکی

یک شعر از شهین راکی

 

عمیق‌تر که می‌روم
الفبای کلام
پیچ بر می‌دارد
و دیگر کسی
راه به زبان‌ام نمی‌بَرَد

حالا پنجره من می‌شود
تا روشن‌تر بیآغازم
با دستم
که مرا گیج می‌چرخاند
جهت پاهایم اما
رو به دریا می‌رود
دور که می‌گیرم
دریا در خود سر می‌رود
من ثقل زمین می‌شوم
و کسی بر قامتم
آرشه می‌کشد
و گیسوانم را
که کوتاه کرده ام
در باد می‌رقصند
و پاهایم را
که سخت ریشه زده اند
از خاک بیرون می‌کشم

حالا بر آب می‌روم
با خط خونی
که از پاهایم جاری‌ست
و گیسوانی
که کوتاه کرده‌ام
و در مخیله‌ی باد می‌رقصند
و دریایی
که سنج می‌کوبد
بر دمام دستانم

بهمن ماه ۱۴۰۴

#شهین_راکی

لطفاً به اشتراک بگذارید
Advertisement

Leave a reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها:

Verified by MonsterInsights