یک شعر از علیرضا زرین
نوروز آید
گویند که نوروز نیاید
گویم که بدان باز بیاید
بر مردم محکوم به هر غم
جز شادی نوروز نشاید
برگو به جهان تا که بخوانند
دوران ستم نیز نپاید
باور کنم از قلب زمستان
هر دشت و دمن سبز برآید
مهر است که روید به دل خاک
این لاله که در باغ نماید
ایرانی و ایران که بماند
تا دشت پر از لاله ستاید
نابود شود دیو و دد جنگ
دوران نویی آید و باید
زرین که به نوروز سُراید
با مام وطن مهر فزاید





















